معراج السعادة - النراقي، المولى احمد - الصفحة ١٢ - مقدمه مولف
شهريارى،نسيم گلستان عدل و انصاف،شعلۀ نيستان جور و اعتساف،مؤسّس قوانين معدلت،مؤكّد قواعد رأفت و رحمت،داراى نيك رأى،و اسكندر ملك آراى،ظلّ ظليل آله و المجاهد في سبيل اللّه،صدر نشين محفل عنايات حضرت آفريدگار،السلطان ابن السلطان،و الخاقان ابن الخاقان،السلطان«فتحعليشاه»قاجار،لا زالت اطناب دولته إلى يوم القيام ممدودة،و ثغور الاسلام بسيف حراسته مسدودة.
جهانش به كام و فلك يار باد
جهان آفرينش نگهدار باد
غم از گردش روزگارش مباد
وز انديشه بر دل غبارش مباد
دل و كشورش جمع و معمور باد
ز ملكش پراكندگى دور باد
كه آفتاب خاطر همايونش از بدو طلوع صبح اين دولت عظمى،بر ساحت ترويج شريعت غرّا پرتو افكن است.و از رأى سعادت مشحونش از حين ظهور نور اين سلطنت كبرى،معالم دين مبين و منهاج شرع متين واضح و روشن است.بر صعود كافّه انام بر معراج سعادت مصروف،و عنان عزيمت قضا مشيتش به جانب سلوك خاص و عام بر محجّة البيضاى طريقۀ عبوديت معطوف،دست تربيتش را در تقويت ملت بيضا،يد بيضايى است باهر،و انفاس عيسوى آيتش را در احياى علوم،معجزى است ظاهر، روزگار فرخنده آثارش مر كافّۀ رعايا را جامع سعادات،دوران سعادت توأمانش مر قاطبۀ برايا را حاوى فنون كمالات،جهات صورى و معنوى را با هم قرين نموده، كشور سعادت جاودان را چون اقاليم جهان مسخّر ساخته،و ممالك دل و جان را از لوث فرنگيان رذايل صفات،پاك نموده،ديار مكارم اخلاق را چون ممالك آفاق در قبضۀ تصرّف درآورده،از ميامن التفات آن كشور گشاى عالم،صورت و معنى ساخته، مقاصد علم اخلاق،كه بقيّۀ جنود جهاد اكبر را متكفّل است،محل عساكر انظار طالبان علوم دين،و عرصۀ مباحث اين فنّ شريف،كه تسويه صفوف مجاهده نفس امّاره را مشتمل است،مضمار فوارس افكار سالكان راه يقين گرديد.و مدارس مهجورۀ آن را رونقى تازه،و معالم متروكۀ آن را رواجى بىاندازه به هم رسيد.و چون لطف عميمش مقتضى تعميم اين نعمت عظمى نسبت به كافّۀ انام،و خلق كريمش مستلزم نشر اين سعادت كبرى بين الخاص و العامّ بود،كتاب مذكور كه از جملۀ كتب مصنّفه در اين فن، مقبول طبع اشرف خاقانى،و منظور نظر عنايت گستر سلطانى شده،به زبان عربى تعبير، و ارباب ايمان و اصحاب ايقان فارسى زبانان را از موايد فوايد آن بهره حاصل نبود،لهذا از مصدر عزّت و اجلال،و محفل حشمت و اقبال،اشاره لازم البشاره به اين دعا گوى دولت مصون از زوال،صادر گرديد كه:خلاصه مطالب و جلّ مقاصد آن را به سياق