شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٩١
برآمد، عبارات خواجه را در اشارات چنان ماهرانه تقرير مىكرده است كه شاگرد هوشمند مىفهميده است كه مناقشه محاكم «قطب رازى» وارد نيست. ولى ميرزاى جلوه شروع به تدريس فصوص و مفتاح الغيب كرد، به جاى تقرير مطالب عميق و گرانبهاى عرفانى به تصحيح نسخههاى كتابهاى عرفانى پرداخت، اعراب و بناى آن كتب را ظاهر نمود.
آقا محمد رضا در اصفهان مدرس رسمى بود، به واسطه جهاتى به تهران مسافرت كرد و قصد اقامت نمود و جماعتى را به فيض رسانيد.
آقا محمد رضا[١]در هوش و استعداد و ادراكات ذاتى بىنظير و در وارستگى و بىاعتنائى به شؤون دنيوى و مادى ثانى نداشته، آنى با عاملان ديوان و ظلمه كنار نرفته است. از شاگردان او نقل شده است كه كارش فقط تدريس و مطالعه و عبادت بوده است.
آقا محمد رضا در تهران شاگردان زيادى تربيت كرده است كه بعد از استاد به تدريس كتب عرفانى و فلسفى پرداختند.
يكى از كسانى كه از اصفهان به تهران مسافرت كرده و حوزه درس تشكيل داده است، مرحوم سيد الحكماء آقا ميرزا ابو الحسن جلوه (م- ١٣١٤ ه. ق) است.
جلوه در عقليات شاگرد آقا ميرزا حسن چينى و آقا ميرزا حسن نورى بود.
تخصص ميرزاى جلوه بيشتر در طبيعيات و رياضيات بوده است. بيشتر با كلمات بوعلى انس داشته است و شايد هم قادر به تدريس كتب ملا صدرا نبوده و چه بسا
[١]آقا محمد رضا مردى متمكن و صاحب ضياع و عقار بوده است. در مجاعه (١٢٨٨ ه. ق) همه دارايى خود را فروخت و به طلاب مستمند و فقير داد و به واسطه فروش املاك خويش عدهاى را از مرگ حتمى نجات داد، ولى خودش فقير و بىبضاعت شد و بعد از سال مجاعه به تهران آمد و در مدرسه ميرزا شفيع معروف به مدرسه «صدر» به تدريس پرداخت.
در شرح حال وى نوشتهاند فصوص الحكم را بعد از صدر قونوى- قدس سره- كسى بهتر از وى مباحثه ننموده است. بر آداب و نواميس شرع چنان محكم و استوار بود كه گويى سلمان عصر و ابوذر وقت است.