شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥١٥
و هو نور محض قائم بنفسه درّاك لذاته و لخالقه تعالى و هو عقل محض و قد اتّفق على صحّته جميع الحكماء الإلهيّين و الأنبياء عليهم السّلام قال سيّدنا و نبيّنا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم:
اين كه در روايات ديگر وارد شده است: «أوّل ما خلق اللّه العقل» يا «أوّل ما خلق اللّه نوري» و يا «أوّل ما خلق اللّه روحي» [١] و يا «أوّل ما خلق اللّه القلم» و يا «أوّل ما خلق اللّه ملك كروبي [٢] همه اين روايات صادر از مصدر عصمت و طهارت، اوصاف و نعوت از براى يك شىء است «و كلّ إلى ذاك الجمال يشير».
حكما عقل را به موجودى اطلاق نمودهاند كه به حسب ذات و فعل، هر دو مجرد باشد؛ چون جواهر عالم بر چند قسماند.
يك قسم موجودى است كه به حسب اصل ذات و حقيقت و كمال وجودى، محتاج به ماده است و ذاتا و وجودا انغمار در ماده دارد، اين، عبارت است از موجودات جسمانى نظير معادن، نباتات و بالجمله هر موجودى كه داراى روح مجرد نمىباشد.
برخى از موجودات به حسب ذات، تجرد دارند، ولى به حسب فعل و استكمالات، احتياج به ماده دارند، مثل نفوس ناطقه انسانى و نفوس متعلق به ابدان ساير انواع حيوانات كه داراى خيال بالفعلند.
قسم ديگر از موجودات ذاتا و فعلا تجرد دارند و به حسب فطرت، تام العيار خلق شدهاند بدو، و حشر آنها يكى است مثل عقول طولي و عرضي و موجودات برزخي.
اين قسم از موجودات بدون تراخى و مهلت، از علت خود صادر گرديده و داراى امكان استعدادى نيستند، لذا ازلىّ الوجودند. دليل بر وجود عقل مجرد آن است كه علت أولى و حق اول تام الوجود و عالم و قادر و جواد على الاطلاق و همه كمالات وجودى را به نحو اعلى دارا و در آن وجود مقدس بخل راه ندارد.
چون جواد على الاطلاق است و امساك او از فيض محال است و عقل مجرد هم احتياج به زمان و ماده و مكان و ساير چيزهايى كه ماديات در وجود به آنها احتياج دارند، ندارد و صرف امكان ذاتى از براى آن كه از علت خود صادر گردد كافى است و بايد موجودات به
[١] . علم اليقين، ج ١، ص ٢٢٤.
[٢] . لم نعثر عليه في الجوامع الروائيّة.