شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٤٨
الصيغة له بالذات و بالأصالة، و لغيره بالعرض، فكلّ فعل و كمال نسب إلى الواجب الحقّ فهو حقّه و لازم ذاته بذاته، و بارتباطه يتّصف كلّ ما اتّصف به من الخلائق، و على هذا لا يلزم نفي الكثرة و اعتباريتها على وجه يخالف مقتضى البديهة، بل هو جمع بين الوحدة الحقّة و الكثرة الواقعية كما تعلم.
«الأوّل: أنّ حقيقة كلّ شيء هو وجوده الذي يترتّب به عليه آثاره و أحكامه، فالوجود إذن أحقّ الأشياء[١]بأن يكون ذاحقيقة؛ إذ غيره
[١]اين مسئله از مسائل مهم فلسفه است. و روى مبناى اصالت وجود، عويصات زيادى از فلسفه حل مىشود و بنابر اصالت ماهيت و اعتباريت وجود، محذوراتى پيش مىآيد و قائل به اصالت ماهيت، در جميع مسائل مهم فلسفه دچار حيرت و دهشت شده و به نحو شك و ترديد و لجاج و عناد مسائل علمى را تمام مىنمايد. جميع اساطين حكمت و معرفت مثل شيخ الرئيس و فارابى و خواجه طوسى و اعاظم قبل از آنها، قائل به اصالت وجود بودهاند.
زمان شيخ الاشراق كه از مصرّين به اصالت ماهيت است، قول به ثبوت ماهيات منفكة عن كافة الوجودات در بين متكلمين رايج بوده و شيخ الاشراق و ديگران از براى آن كه اثبات نمايند كه ماهيت به حسب نفس ذات، مجعول است و در ثبوت و تقرر، از جاعل مستغنى نيست، به مجعوليت ماهيات قائل شدهاند. چون اين شيخ عظيم درك كرده است كه قول به اصالت ماهيت با كثيرى از اصول مسلم فلسفه منافات دارد، در حق تعالى قائل به وجود صرف شده است و در وجودات نورى هم اين معنى را سرايت داده است، «النفس و مافوقها إنّيات صرفة و وجودات بحتة». [١] اين مرد عظيم جهت معارضه با مشاء كه قائل به اصالت وجود بودهاند، در اثبات اصالت ماهيت و نفى اصالت وجود، دچار هفواتى شده است و بر اين مبناى دقيق اشكالاتى نموده است كه آن اشكالات به خود او هم وارد است و خود او هم در اغلب موارد به آن اشكالات التزام ندارد. ما در جاى خود اشكالات او را نقل نموده و موارد نقوضى را هم كه به او وارد است، ذكر خواهيم كرد.
اختلاف بين اهل فن در اصالت وجود و ماهيت به دو نحو طرح شده است:
[١] . التلويحات ضمن مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، ج ١، صص ١١٥- ١١٨. و ر. ك: الأسفار، ج ١، ص ٤٣.