شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٦٩
أنّه لم يرد في الأخبار و الآثار إطلاق لفظ الوجود عليه؟». [١]
خلط بين مفهوم وجود و حقيقت خارجى و مصداق وجود، قائل را در غلط انداخته است.
در اخبار و آيات، لفظ «كائن» و «حاصل» و ساير الفاظ مترادفه با وجود بلكه موجود به حق تعالى اطلاق شده است، و اين كه در روايات وارد است: «إنّه شيء لا كالأشياء»، [٢] مراد اين نيست كه لفظ وجود و امثال آن بين حق تعالى و موجودات مشترك لفظى است، بلكه مراد آن است كه حقيقت خارجى وجود صاحب مراتبى مىباشد و افراد آن نظير افراد متواطى از ماهيات نيست، چون بعضى از افراد وجود ممكن و حادث و متغير و بعضى از افراد آن مجرد و بعضى از افراد واجب بالذات است كه در غايت تماميت مىباشد. و توهم نشود كه صرف اطلاق لفظ شىء بر حق تعالى و بر غيرش، سبب شود كه حق تعالى مثل ممكنات در معرض تغير و زوال باشد. و اما اين كه قول باشتراك لفظى را به عرفا نسبت داده و به كلمات محيى الدين و غير او استدلال نموده است، اين هم تمام نيست. و نيز نفى سنخيت بين حق تعالى و اشيا را هم مستند كرده است به قول اهل عرفان.
عارف و اصل كامل، صائن الدين (ابن تركه) در تمهيد القواعد فرموده است: «اعلم أنّ الوجود مشترك بين الوجودات الخاصّة كلّها لا بحسب اللفظ بل بحسب المعنى». [٣]
و قيصرى در مقدمه فصوص [٤] و ساير أكابر به اين معنا تصريح كردهاند، اما مسئله سنخيت اصولا اثبات سنخيت بين علت و معلول على ما هو حقه اختصاص به اهل عرفان دارد و به طور تفصيل ذكر خواهيم كرد.
صدر الدين قونوى، بلكه جميع محققان از عرفا فرمودهاند [٥]: «إنّ الشيء لا يصدر عنه
[١] . شرّح الأربعين، صص ٤٠٣- ٤٠٤.
[٢] . التوحيد، ص ١٠٧، الباب ٧ أنّه تبارك و تعالى شيء، ح ١.
[٣] . عبارت مذكور از ماتن يعنى ابو حامد است. ر. ك: تمهيد القواعد، ص ٥٥.
[٤] . قيصرى، شرح فصوص الحكم، صص ٢٠- ٢١.
[٥] . ر. ك: كتاب النصوص (آخر تمهيد القواعد، چاپ تهران، ص ١٩١)؛ آخر شرح منازل السائرين، چاپ سنگى، ص ٢٩١؛ مصباح الانس، چاپ سنگى، ص ٢٨: «و منها إنّ الشىء لا يصدر عنه و لا يثمر إلخ». و ر. ك: فصوص الحكم، ص ٥١.