شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥٠٣
الوجهين. و صانع العالم فاعل بالطبع عند الدهريّة و الطباعيّة،[١] و بالقصد مع الداعي عند المعتزلة،[٢]و بغير الداعي عند أكثر المتكلّمين،[٣]و بالرضا عند
جواب گفته مىشود: ذات حق تعالى به نحو اعلا و اشرف جميع موجودات است «بسيط الحقيقة كلّ الأشياء»، لذا علم او به ذات خود، علم به جميع موجودات است.
و فاعل بالعناية هم فاعلى را گويند كه علم او به اشيا قبل از وجود اشيا سبب وجود خارجى موجودات شده باشد، پس فاعل بالرضا عين فاعل بالعنايه است و چون اشيا تطورات ذات او مىباشند و امرى مباين با ذات او نيستند، بلكه بنابر تشكيك خاصى همه حقايق وجودى از مراتب و درجات يك وجودند، پس علم حق به اشيا عين ذات او و علم او به ذات، علم به جميع اشياست.
و چون مقام ذات و مرتبه اعلاى وجود، عين همه كمالات است و شهود حق جميع كمالات وجودى را منشأ حب به ذات و ظهور ذات از براى ذات مىباشد و اين ظهور ذات از براى ذات مبدأ تجليات و ظهورات خلقى مىباشد، پس بنابراين، فاعل بالتجلى در حقيقت همان فاعل بالرضا و عنايت است [١] و حق تعالى چون فاقد جميع انحاى نقايص و شرور و مبدأ همه خيرات است، پس ذاتش معشوق و باعتبارى عاشق، به اعتبارى محب و به اعتبارى محبوب است. به همين جهت براى ابراز و اظهار كمالات غيبى خود در جميع موجودات تجلى نموده است.
«پرىرو تاب مستورى ندارد
درار بندى سر از روزن درآرد».