شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٨٨
شيخ اشراق تمام نموده است، ولى در جلد اول شوارق به اصالت وجود و كناية به مسلك استاد خود اشاره نموده است[١]و در جلد ثانى برهان بر اصالت وجود و ابطال اصالت ماهيت اقامه نموده است و وعده داده است كه رسالهاى مبسوط در اصالت وجود تأليف كند[٢]اين حقير در كتاب هستى از نظر فلسفه و عرفان قول لاهيجى را مفصل نقل كرده است.
به نظر حقير، ملا عبد الرزاق در عقايد فلسفى باطنا با استاد خود ملا صدرا موافق بوده است، ولى روى جهاتى تظاهر نمىنموده است و در بسيارى از مسائل سخت، رندى به خرج داده است، در مقدمه شوارق (با آن كه بيشتر در اين كتاب متعرض مسائل كلامى شده است و حتى المقدور از ذكر پارهاى از مسائل خوددارى كرده است). تصريح كرده است كه خود را با نوشتن اين كتاب در معرض خطر انداختهام «و قد جعلت نفسي دون أسنّة الطعون». [٣]
ملا رجبعلى تبريزى مدرس نامدار عصر خود در اصفهان، مطالب ملا صدرا را گاهى نقل و رد كرده است. قاضى سعيد قمى هم در مسائل فلسفى با آن كه مجبور است طبق مسلك خود از ملا صدرا تبعيت كند، معذلك به نقل كلمات ملا صدرا و تدريس كتب او نپرداخته است. و گاهى هم به فرموده ملا صدرا مناقشه نموده است، ولى تلامذه آقا حسين و ملا رجبعلى بيشتر متوجه افكار ملا صدرا شدهاند.
ملا مسيحاى شيرازى در كتاب خود مطالب زيادى را از ملا صدرا نقل نموده است.
در زمان مولى محمد صادق اردستانى به افكار عاليه صدراى شيرازى توجهى بيشتر شد و خود اردستانى اكثر مبانى ملا صدرا را پذيرفت، اگرچه در اين بينها
[١]شوارق الإلهام، ج ١، ص ١١٧.
[٢]همان، ج ٢، ص ٥٤١.
[٣]همان، ج ١، ص ٣. عبارت در كتاب به اين صورت است: «و استعرضت ذاتي دون أسنّة الطعون».