شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٥٢
اشكالات مزبور نمىباشد و مناقشاتى كه در بعضى از كتب به مفاسد مزبور وارد ساختهاند، غير وارد است؛ فافهم و تأمّل.
مطلبى را كه بايد تذكر داد و بسيار مورد توجه است، آن است كه اگر ادله اصالت وجود تمام باشد و گفته شود كه از براى مفهوم عام بديهى وجود، فرد بالذات موجود است، بايد وجود در ممكن و واجب هر دو اصل باشد و اگر برهان اصالت ماهيت تمام باشد، بايد اين معنى در جميع موجودات حفظ شود و دليل هر طايفه از قائلين به اصالت وجود يا اصالت ماهيت قول به تفصيل را نفى مىنمايد و ادله عقلى تخصيص برنمىدارد، اگر قول به اصالت وجود در هيچ جا مستلزم محذورى نشود الا در يك مورد، قول به اصالت اين معنى از اصل باطل است و بالعكس اگر قول به اصالت ماهيت در هيچ مورد مستلزم محذورى نباشد الا در يك مورد، اين قول على الاطلاق باطل است. «الطبيعة توجد بوجود فرد مّا و لا تنعدم إلّا بانعدام جميع الأفراد».
و اين كه بعضى از محققين و اكابر اهل اين فن [١] در مبدأ، وجود را اصل دانستهاند و در ممكنات ماهيت را، و يا آن كه مجردات را وجود صرف و در ماديات ماهيات را اصيل دانستهاند [٢] و بعضى از متنّطعين [٣] هم من حيث لا يشعر از آن اعاظم متابعت كردهاند، كلامى باطل است و ادله طرفين، قول به تفصيل را رد مىكند. قول به اصلين و سنخين نزد عقل مضاعف و فهم مستنير ناشى از تحير و عدم تضلّع وسعه باع است، انكار اصالت وجود در عقليات نظير انكار ولايت كلى على بن ابي طالب- روحى له الفداء- در اعتقادات مىباشد، همان طورى كه منكر ولايت دچار زلّت و انكار و چشمپوشى از كثيرى از مسلمات كتاب و
[١] . مراد محقّق دوّانى است. ر. ك: الحكمة المتعالية، ج ١، صص ٤٠٧- ٤٠٨؛ و ج ٦، ص ٦٥؛ شرح المنظومة، قسم الحكمة، صص ١٣ و ٢٥.
[٢] . شيخ اشراق- قدس سرّه- قايل به اين قول است. ر. ك: حكمة الإشراق ضمن مجموعه مصنفات شيخ اشراق، ج ٢، صص ٦٤- ٧٣؛ التلويحات ضمن همان، ج ١، صص ٢٣ و ١١٥- ١١٨؛ المقاومات ضمن همان، ج ١، ص ١٥٦؛ الحكمة المتعالية، ج ١، صص ٣٩ و ٤٣ و ٤١١؛ شرح المنظومة، قسم الحكمة، ص ١١.
[٣] . مثل ابن كمّونه بنابر نقل صدر المتألهين- قدس سرّه- در الحكمة المتعالية، ج ٦، ص ٦٣، و محقق لاهيجى- قدس سرّه- در شوارق الإلهام صص ٥٢ و ١١٧، و مؤلّف كتاب حكمت بوعلى سينا.