شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣٧١
و لا تشخص لها، بل تشخصها بنفس ذاتها البسيطة، و أنّ التفاوت بالذات بين آحادها و هوياتها ليس إلّا بالأشدّ و الأضعف، و الاختلاف بالأمور العارضة إنّما يتحقّق في الجسمانيات، و لا شكّ أنّ الجاعل أكمل وجودا و أتمّ تحصّلا من مجعوله، فالمجعول كأنّه رشح و فيض من جاعله، و أنّ التأثير في الحقيقة ليس إلّا بتطوّر الجاعل في أطواره و منازل أفعاله.»
معلولى مىباشد، اگر معطى كمال، فاقد آن باشد و آن را واجد نباشد، نتواند اعطا نمايد وگرنه نظير «ندارى و بده» مىباشد.
پس بنابر جاعليت و مجعوليت بين وجودات «دون الماهيات» و تشكيك خاصى، اصل حقيقت وجود، واحد و داراى مراتبى است كه فرق بين مراتب به شدت و ضعف و كمال و نقص و ساير انحاى تشكيك مىباشد و به بيانى كه ذكر شد، هر جاعل از مجعول خود كاملتر و قوىتر است.
مطلب ديگرى كه در اين مشعر بيان شده است و نيل به كنه آن مطلب خالى از غموض نيست، بلكه از عويصات است و جمعى از متنطعين و غير متدرّبين به واسطه نرسيدن به كنه اين مطلب، به كلى سنخيت را نفى نمودهاند، اين است كه سنخيت بين جاعل و مجعول نظير سنخيت بين ماديات نيست، بلكه مجعول، رشح و فيض وجود جاعل است، بدون آن كه جاعل از مقام منزه خود تجافى و تنزل نمايد.
ما در حواشى و تعليقات قبلى فرق بين سنخيت توليدى و سنخيتى را كه در كلام اولياى حكمت و عرفان وارد است بيان كرديم. بنابراين، معناى جاعليت حق، ظهور و تجلى فعلى اصل حقيقت وجود است. در مرائى آفاق و انفس و تطورات و تشئّنات متفنن او در منازل افعال خود و ظهور او در عالم خلق. معناى وجود تام و كامل من جميع الجهات آن است كه جهت عليت، عين ذات آن و فيض وجود از او سارى در مادون و از تصور و شهود ذات خود و كمالات ذات خود مبدأ وجودات ممكن گردد «و للأرض من كأس الكرام نصيب».
بساطت اصل حقيقت وجود و وحدت ذات آن، مساوق با وحدت حق و توحيد وجودى است و از اين كه جاعل، اصل و معلول، به منزله عكس و رشح و ظهور علت است، توحيد فعلى ثابت مىشود.