شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٤٩
اول آن كه آيا مفهوم وجود و هستى با قطع نظر از تعمّل عقلى و ذهنى، فردى دارد يا آن كه عقل به تعمّل شديد، مفهوم كون مصدرى انتزاعى را از ماهيات مختلفه انتزاع نموده و بر آنها حمل مىكند؟ جماعت متكلمين [١] در جميع موجودات حتى حق اول- تعالى عن ذلك علوا كبيرا- قائل به اصالت ماهيت هستند و وجود را به تعمل عقلى و ذهنى از ماهيات انتزاع مىنمايند و تصريح كردهاند كه از براى وجود، فردى جز حصص ذهنى مضاف به ماهيات موجود نيست و مضاف اليه، ماهيات مختلف است و اين اضافه همان طورى كه تقرير كرديم، فقط در ذهن است و در خارج، ماهيت منشأ انتزاع مفهوم كون مصدرى و وجود انتزاعى اعتبارى نمىباشد.
دوم آن كه بعد از تسليم اين معنا كه وجود صرف، اعتبار و تعمل ذهن و عقل نيست، بلكه مفهوم «كون» و «هستى انتزاعى» بدون تعمل عقلى از موجودات انتزاع مىشود، آيا از براى آن فردى بالذات وجود دارد يا آن كه فرد بالذات اين وجود، ماهيت است؟ و وجود امرى اعتبارى و مصدرى است و از معقولات ثانويه به شمار مىرود، مثل شيئيت و امكان و نحوهما؟ اصالت مورد نزاع، به معناى تحقق و منشئيت آثار است، كسى كه قائل به اصالت وجود است، جاعليت و مجعوليت و شدت و ضعف و تقدم و تأخر و آنچه را كه خارج از ذات ماهيات است، در حقايق وجودى مىداند. قائل به اصالت ماهيت مىگويد مجعوليت و منشئيت اثر در سنخ ماهيات است و وجودات، امور اعتبارى هستند، ولى تقدم و تأخر و ساير انحاى تشكيك را با قول به اعتباريت وجود در وجود مىداند و اين خود مناقض است با اصالت ماهيت و در جاى خود بيان خواهيم كرد.
خلاصه كلام آن كه تقرر و ثبوت خارجى بعد از آن كه ممكن به وجود و ماهيت منحل مىشود، آيا اختصاص به شيئيت ماهوى انسان و فرس و بقر و شجر دارد، يا تحقق، اختصاص به وجودات دارد و از براى مفهوم وجود، فردى بالذات در خارج موجود است
[١] . شرح المواقف، ج ٢، ص ١٢٦- ١٦٨؛ شرح المقاصد، ج ١، صص ٣٠٧- ٣٣٩؛ الأسفار (الحكمة المتعاية)، ج ١، ص ٢٤٩؛ شوارق الإلهام، صص ٤١ و ٦٨ و ١١٦؛ شرح المنظومة، قسم الفلسفة، صص ٢٥- ٢٦.