شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣١٧
لأنّ ما هو بحسب نفس ذاته مفتقر إلى الجاعل صارت حيثيّة ذاته حيثيّة الافتقار إلى الجاعل، فكما لا يقبل الافتقار إلى الجاعل بدون الجاعل كابتداء البصرة فلا يتصور المجعول بالذات بدون الجاعل؛ لأنّ نفسه عين الإضافة و
عدمى از آن حيثيتى كه جهات عدمىاند، از جهات ثبوتى منتزع نگردند، بايد ماهيت در مصداق واقع شدن از براى جهات ثبوتى با امرى خارج از ذات و سنخ خود، توأم شود، بلكه لوازم ماهيات مثل امكان براى نفس طبيعت و زوجيت براى اربعه، بدون اعتبار وجود از براى ماهيت ثابت نمىشود.
به نظر تحقيق مىتوان گفت: هر ماهيتى در وجدان ذاتيات خود (اجزاى ذات) محتاج به وجود است و مادامى كه وجود تحقق پيدا ننمايد، ثبوت و تقرر ماهوى كه در قبال يك نحو از وجود لحاظ مىشود، محقق نخواهد شد.
حمل حد بر محدود مثل حمل حيوان و ناطق بر انسان بايد برگشتش به امرى غير ذات ماهيت باشد. ظهور نور وجود و سريان هستى جامع اجزاى ذهنى ماهيت در ذهن و حاوى اجزاى خارجى در وجود خارجى است؛ «فصدق الحدّ على المحدود في الذاتيات و صدق المفاهيم العرضية في العرضيات و صدق الانتزاعيات على الماهيات، دليل تام على أصالة الوجود و اعتبارية الماهية». اين قبيل از تحقيقات است كه صدر المتألهين را قائل به اصالت وجود نموده است؛ اين قبيل از تحقيقات در كتب محققان از اهل فن قبل از او ديده نمىشود و از اختصاصات صدر المحققين است.
ماهيت بنابر مذهب تحقيق عبارت از مفهوم كلى حاكى از وجود محدود خارجى است كه در مقام ذات، از جميع تعينات و تشخصات عارى مىباشد؛ از فرط ابهام و عدم تحصل بدون نور وجود و اشراق هستى ظهور مفهومى هم ندارد، بلكه به نظر تحقيق ماهيات و اعيان ثابته وجودات خاصه علمىاند كه از تجلى و ظهور حق پديد آمدهاند، وجود در هر موطنى به ظهورى خاص محقق مىشود، لذا اهل توحيد گفتهاند: «المهيات كلها وجودات خاصة علمية». [١]
[١] . كلام محقق قيصرى شارح فصوص (م ٧٠٠) است در مقدمه شرح فصوص الحكم، ص ٦٦.