شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥٥٦
الشخصيّة إلّا و قد سبق عدمها وجودها و وجودها عدمها سبقا زمانيا و بالجملة، لا شيء
از شؤون ربوبى دانسته و آنها را ماسوى اللّه نمىداند.
سيد محقق داماد و جمعى از متأخرين [١]، عالم ماده را مسبوق الوجود به عدم دهرى و عالم دهر را مسبوق الوجود به عدم سرمدى مىدانند و در نتيجه، عالم را حادث دهرى مىدانند.
اين معنا ملازم با قدم است. با آن كه سيد داماد- اعلى اللّه مقامه- در اثبات حدوث دهرى خود را خيلى به زحمت انداخته است، ولى مطلب قابل توجهى نياورده است. [٢]
حكيم محقق حاج ملا هادى سبزوارى- أعلى اللّه مقامه- قائل به حدوث اسمى شده است. [٣] مختار او هم مثل مبناى «سيد محقق داماد» چندان متقن نيست، اگرچه كلام او كلامى علمى است، ولى ربطى بحدوث و قدم مورد نزاع ندارد.
در بين اقوال مذكور قول مطابق با موازين علمى قول مصنف علامه است. عالم وجود يعنى عالم ماده چون مبدأ و علت وجودش حركت است و حركت در تخوم و متن ذات و جوهرش واقع شده است، هر آن مسبوق به عدم واقعى زمانى است.
صور متوارد بر ماده جسمانى حصولش به نحو تدرّج و تدريج است و ماده چون متحد با صورت است، مجموعه عالم دائما در تبديل و سيلان است، لكن همه حوادث و صور متجدد، مرتبط به اصل ثابت و متصل به مبادى عقلى دهرى و مبادى عقلى، متصل و مرتبط به اصل ثابت سرمدى مىباشند. حقيقت حق دائم الافاضه و عالم، متجدد و متصرم و منقضى است. فيض حق تعالى دائم و ثابت و مصنوعات، متصرم و متجددند منافاتى بين عدم ثبات موجودات و ثبات فعل حق نمىباشد. حق تعالى قديم الاحسان است و عالم وجود دائم التغير، احسان حق تناهى ندارد و هيولاى عالم ماده هم به حسب انفعال و استدعا قوهى غير متناهى است.
[١] . ر. ك: القبسات، صص ٤ و ١٠٤ و ٢٢٦- ٢٢٨؛ شرح المنظومة، قسم فلسفه، صص ٨٠- ٨٢.
[٢] . به طور تحقيق اين مبنا ملازم با قدم است به واسطه آن كه عالم دهر در مرتبه وجود، ثابت و غير متغير است و چون علت عالم ماده است مجامع با عالم است، عدم وجود عالم زمان در مرتبه دهر عبارت است از عدم معلول در مرتبه وجود علت فياض خود. اين، با قدم عالم ماده هم سازش دارد، فافهم و تأمّل جيّدا.
[٣] . شرح المنظومة، قسم فلسفه، ص ٨٢.
شرح رسالة المشاعر ؛ ص٥٥٧