شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٤٧٠
و أمّا ما اختاره المصنّف فالحقّ الذي لا يأتيه الباطل و هو: أنّ الواجب تعالى لمّا كان مجرّدا عن المادّة و القوّة و الاستعداد، فيكون عقلا و عاقلا و معقولا بالوجه الذي مرّ بيانه[١]و لمّا كانت الممكنات بأسرها مستندة إليه على الترتيب
[١]حقيقت مقدس حق چون به حسب وجود، بسيط الحقيقة و جامع جميع نشآت و فعليات و مبدأ همه كمالات است، بايد در مقام ذات همه مراتب وجودى مكشوف و معلوم او باشند و به نحو تفصيل به همه عوالم وجودى عالم باشد، به همين معنا اشاره فرموده است:
وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ [١] مفاتيح، صور تفصيلى و غيب مقام ذات و غيب هويت حق و كنز مخفى است كه از آن به مقام لا اسم له و لا رسم له تعبير شده است. دليل بر عالم بودن حق به جميع عوالم (به نحو تفصيل) همان بودن اوست عقل بسيط و بسيط الحقيقه و واجد جميع شؤونات و كمالات. صدر المتألّهين از اين علم تفصيلى به علم عنايى تعبير فرموده است.
عنايت بنابر طريقه صدر الدين كه قائل به علم تفصيلى در موطن ذات است، عبارت از علم ذاتى حضورى كاشف از جميع اشيا به نحو تفصيل در مرتبه ذات قبل از وجود موجودات مىباشد. برهان بر اين مطلب عظيم كه از مبتكرات اين علامه است، توقف بر بيان مقدماتى دارد كه در كتب خود، آن مقدمات را به طور كامل بيان فرموده [٢]. آن مقدمات هم از مطالبى است كه در غير كتب اين حكيم متبحر شيعى اثنا عشرى موجود نمىباشد.
مقدمه اول: آن كه موجوداتى كه داراى ماهيت كلىاند، در مصداق بودن از براى مفاهيم مختلفند. برخى به حسب وجود خارجى بسيطند، اگرچه در موطن عقل تركيب دارند.
بعضى از موجودات مركب از ماده و صورت خارجىاند و هر ماده و صورت خارجى هم به نحوى از انحاى اتحاد با هم متحدند. آن چيزى كه منشأ و مبدأ انتزاع جنس و فصل است، وجود واحدى است كه داراى دو جهت يا بيشتر از دو جهت است، ولى همه جهات به يك وجود موجودند. مركبات موجود در عالم طبيعت اختلاف دارند، ممكن است يك وجود به حسب قوت وجودى، جامع همه مفاهيم مختلف موجود در عالم طبيعت باشد و همه
[١] . الأنعام [٦] : ٥٩.
[٢] . ر. ك: الأسفار، ج ٦، صص ٢٦٤ به بعد؛ ج ٧، صص ٥٥- ٥٧.