شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٧٢
بودند، عبارتند از سيد محقق داماد (م ١٠٤٠- ١٠٤١ ه. ق) و مير فندرسكى «مير ابو القاسم بن ميرزا بزرگ بن مير صدر الدين فندرسكى استرآبادى» حكيم و عارف معروف (م ١٠٥٠ ه. ق) و يكى دو نفر ديگر كه به مرتبه اين دو نمىرسند.
جاى ترديد نيست كه ميرداماد از حيث تعين علمى و احاطه به مراتب معقول و منقول، از مير فندرسكى به مراتب بالاتر و نسبت آنها نسبت بين شيء و فىء است. ميرداماد در بين حكماى اسلامى كمنظير است، در مقام مقايسه تأليفات اين دو بزرگوار، صدق گفتار ما معلوم مىشود، با اين كه ميرداماد و مير فندرسكى معاصر بودند و ده سال فاصله فوت اين دو نفر از يكديگر بيشتر نيست، ملا صدرا بزرگترين فيلسوف اسلامى هيچ اسم از ميرفندرسكى نمىبرد و مثل اين كه او را هرگز نديده است و با او همعصر نبوده و از مراتب علمى او هيچ اطلاعى ندارد، با آن كه ميرداماد فيلسوف مشائى است و ميرفندرسكى حكيم اشراقى و عارف، ملا صدرا نسبت به ميرداماد عشق مىورزد، ولى به درس ميرفندرسكى حاضر نشده است. اگر ميرفندرسكى در تصوف و حكمت اشراق فيلسوف متضلع بود، ملا صدرا با آن مذاق عرفانى و عشقى كه به فلسفه اشراق دارد، دست از دامن مير برنمىداشت. اين كه در ألسنه و افواه مشهور است كه ملا صدرا در علوم نقلى شاگرد شيخ بهائى و در فلسفه مشاء شاگرد ميرداماد و در حكمت اشراق و عرفان شاگرد ميرفندرسكى است، اساس و مبناى درست ندارد و شهرتى بىاصل است، شاهد بر اين گفتار نداريم [١]، بلكه دليل بر خلاف اين قول وجود دارد.
خيلى بعيد است كه ملا صدرا مباحث مهمى از فلسفه را از ميرفندرسكى گرفته
[١]ميرداماد از حكمت اشراق بهره كافى داشته و برخى از قواعد اشراق را بسيار عالى تقرير نموده است- ميرداماد حكمة الاشراق را تدريس مىنموده است و ملا صدرا به درس حكمة الاشراق وى حاضر مىشده است، شواهد متعددى بر اين مطلب موجود است، مير از شيخ اشراق در كلمات خود به عظمت اسم مىبرد.
عجب آن است كه ميرفندرسكى با آن كه شهرت در حكمت اشراق و تصوف دارد، همه شاگردان او از پيروان طريقه حكماى مشائى هستند.
در تأليفات ميرفندرسكى مثل رساله حركت (الحركة) و برخى ديگر از كتب او در مواردى