شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٣٩
است- به حسب فعل بر همه اشيا منبسط شده است و از تجلى آن حقيقت، جميع موجودات ظاهر شدهاند، فعل او در همه ذرات سارى است و اصل ذاتش نسبت به همه موجودات احاطه قيومى دارد. سريان حق در اشيا به اعتبار ظهور و تجلى و انبساط وجود منبسط است كه متصف به عموم و اطلاق و كليت خارجى است نه مفهومى. بيان تحقيقى اين مطلب غامض، آن است كه حق تعالى چون بسيط بالذات و واحد به جميع اعتبارات و متصف به وحدت حقيقى ذاتى است، از او صادر نمىشود مگر واحد. اين موجود واحد، نزد حكماى عظام عقل اول و نزد محققان از عرفا وجود منبسط است.
وجود منبسط عارض بر هياكل ممكنات، با ذات واجبى تغاير ندارد مگر به نسب و اعتبارات و تعين و تعددى كه از ناحيه ظهور در غير حاصل شده است. تعدد و تعين، از نعوت ذاتى وجود است كه به واسطه تعلق به مظاهر و هياكل امكانى، موجود مىشود، چون اصل حقيقت وجود از جميع تعينات عارى است، حقيقت وجود نيز به نعوتى متصف مىشود كه به واسطه تعلق به بواطن حاصل مىگردد نظير بطون و تعين علمى و تكثر معانى و حقايق به اعتبار ظهور ذات از براى ذات در مقام تعين اول و مقام أحديت و مرتبه او ادنى. تعيناتى كه در مقام أحدى ظاهر مىشود، به وجود منبسط مربوط نمىباشد. وجود، بعد از تعين ثانى و مقام واحديت و مرتبه اسما و صفات و قاب قوسين به واسطه استعدادات موجود در اعيان ثابته و استدعاى هر ممكنى ظهور خارجى را قبول غيريت و سوائيت نموده و از تجلى حق در مرتبه واحديت، وجود منبسط مبدأ ظهور ماهيات و اعيان ممكنات مىشود. وجود منبسط جهت ارتباط وحدت صرف نسبت به متكثرات و اعيان ممكنات مىباشد.
اصل حقيقت وجود، واحد است و چون وحدتش وحدت عددى نيست، با تجلى در متكثرات و اتحاد با متعددات منافات ندارد. اين وجود، داراى بطون و ظهور است. مقام بطون آن، حق و مقام ظهور آن، خلق است. و مقام خلق به اعتبار وحدت سارى در همه ممكنات وجود منبسط است. حقيقت وجود لا بشرط از اطلاق و تقييد است. مقام اطلاق و ظهورش وجود منبسط است. بنابراين وجود مطلق يعنى لا بشرط «مقسمى» داراى دو اعتبار است: