شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٥٠
كه منشأ آثار و احكام مىباشد؟ البته مورد نزاع دوم در اين جاست بعد از آن كه گفتيم وجود از ماهيات به تعمّل ذهنى و عقلى انتزاع نمىشود، بلكه وجود مفهومى، عارض و مبدأ انتزاع آن، موجودات خارجى مىباشند. اين حرف پيش مىآيد كه آيا فرد بالذات اختصاص به وجود دارد و ماهيت از حدود وجودات انتزاع مىشود و هر وجود غير صرف، ملازم است با حدّى يا اين كه ماهيت، امرى واقعى و تحقق و ثبوت خارجى ماهيات بالذات، منشأ انتزاع اين مفهوم عام بديهى مىباشد؟ بعد از وضوح و تبين مورد نزاع كه مدخليتى تام در فهم مطالب و براهين وارد در باب دارد، مىگوييم:
احدى از محققين به اصالت هر دو قائل نشده است، يكى از بزرگان كه متدرّب در فنون نقليه بوده است، به اصالت هر دو قائل شده است. [١] قول به اصالت وجود و ماهيت هر دو مستلزم محاذير و اشكالاتى است:
١. لازم مىآيد هر شيئى دو شىء متباين باشد.
٢. لازم مىآيد كه حمل در مطلق قضايا منعقد نشود.
٣. لازم مىآيد تركيب واقعى در صادر اول، بلكه لازم مىآيد دو امر اصيل در مرتبه واحد از بسيط من جميع الجهات و الحيثيات صادر شود و اين خود مستلزم تركيب واقعى در مبدأ اول مىباشد.
اما لزوم بودن هر شيئى دو شىء متباين براى آن است كه جهت وجودى با جهت ماهوى به حسب نفس ذات متخالف است و اين دو جهت بنا بر اصالت هر دو مانع از تركيب حقيقى بين جهات متعدد است، چون بنابر اعتباريت احدهما آنچه كه در خارج محقق بالذات است، وجود يا ماهيت است و تحقق هر دو مستلزم محذور فوق است.
اما لزوم عدم انعقاد حمل، براى آن است كه اگر ملاك تحقق و منشئيت اثر و طرد عدم و ثبوت خارجى، شيئيت ماهوى انسان باشد و مفهوم عام بديهى وجود هم فرد بالذات داشته
[١] . حكيم سبزوارى- قدس سره- در حاشيه شرح المنظومه، ص ١٠ به يكى از معاصرينش نسبت داده است، و اساتيد و شرّاح مىفرمايند كه مراد ايشان شيخ احمد احسائى است و مرحوم هيدجى- قدس سره- در تعليقه خود بر شرح منظومه حكمت، ص ١٤٧ اين قول را به شيخ احمد احسائى نسبت مىدهد.