شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥٨٠
مشمشا شيء أو ليس بشيء فإن كان شيئا فاللّه سبحانه خالقه، و إن كان ليس بشيء فما الذي ينفيه؟ ... فالذاتي إذا كان مغايرا للذات كانت علّته غير علّة الذات و لو بالمفهوم و الاعتبار [١].
و قول الرئيس: ما خلق اللّه المشمش مشمشا. أراد به أنّ ماهيّة المشمش ليست مجعولة تركيبيا لا أنّه ليس بمجعول أصلا، لأنّ الجعل التركيبي يحتاج إلى المجعول و المجعول إيّاه، و هذا الجعل لا يتحقّق بين الشيء و نفسه. [٢]
[١]شرح المشاعر الصدريّة، ص ٢٤٥.
[٢]ممكن است كسى بگويد: در صورتى كه وجود هر متجددى مسبوق به وجود متجدد ديگر باشد، نقل كلام مىشود در علت علتش، لازم اين بيان تجدد حق و حدوث موجود ثابت محض و يا تسلسل است.
جواب آن كه تجدد اگر صفت ذاتى از براى موصوف خود باشد، در تجدد و سيلان احتياج به مجدد ندارد و در صورتى كه تجدد، صفت ذاتي باشد، شىء در اين صفت احتياج به جاعل ندارد كه آنرا به اين صفت متصف نمايد، براى آن كه ذاتى، محتاج به جعل نيست و ملاك جعل، امكان و عدم ضرورت است، همان طورى كه حقيقت وجود به حسب شأن متفاوت الحصول و داراى مراتب است، همچنين بعضى از موجودات به حسب كون خارجى متدرج الوجود و داراى وجودى هستند كه عين سيلان است و تحقق خارجى آن به زوال جزئى و حدوث جزء ديگر منوط مىباشد، هر متغيرى بايد به موجودى كه نفس تجدد و انقضا باشد منتهى شود و چون حركت و تغير و تجدد براى آن ثابت و دائمى است به اعتبار جهت ثبات مستند به وجود قديم ثابت و به اعتبار تصرم، مبدأ صدور حركات عرضى است. اين حالت فقط از براى طبيعت جسمانى ثابت است و بس؛ حركت و زمان، تابع حقيقت جوهرياند اختلاف در اعراض از حصول شدت و ضعف در اصل طبيعت جوهر ناشى است، اگر چنانچه مبدأ وجود اعراض، طبيعت ثابت باشد و در اصل حقيقت جوهر تجدد و حركت فرض نشود، بايد عرض واحد متصف به شدت و ضعف نشود. اختلاف در اعراض از قبيل اشتداد در يك نوع و يا انتقال از نوعى به نوع ديگر از حصول تغييرات و