شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٠٩
لأضواء شمس الحقيقة المنبسطة على كلّ ماهية إمكانية، حجبا قوية و حججا و همية كشفناها و أزحنا ظلمتها و فككنا عقدتها و حللنا إشكالها بإذن اللّه الحكيم و هي هذه:
متوسط موجود است- بنابراين مشرب، حقيقت جوهرى بر جوهر علت به نحو تقدم و عليت و بر معلول به نحو فرعيت و تبعيت صادق است. و جوهر اصلى و فرعى و تبعى از تجليات و ظهورات اصل حقيقت جوهرند؛ اين بود خلاصه معناى تشكيك در ماهيت. و براهينى كه شيخ و اتباع او از براى نفى تشكيك اقامه نمودهاند، از مصادره و مغالطه خالى نمىباشند.
از مطاوى كلمات مذكور در اين رساله به خوبى آشكار و واضح شد كه نفس ذات ماهيات از جميع اقسام تشكيك و انحاى تمايز و تفاضل خالى مىباشند. اگر ماهيت به هر نحوى از انحاى تقدم و تأخر و شدت و ضعف بخواهد متصف شود، بايد به واسطه امرى و جهتى غير از ذات و حقيقت خود باشد.
بنابراين مىگوييم: اگر وجود، امرى اعتبارى و جاعليت و مجعوليت در سنخ مفاهيم و ماهيات باشد در مراتب طولى جوهر مثل مراتب عقول طولى و در زمانيات مثل تقدم هيولى و صورت بر جسم بايد ملاك تقدم هر موجود عالى نسبت به دانى و علت به معلول به نفس حقيقت جوهر و ما فيه التقدم و التأخر نفس جوهر باشد و وجود، در تقدم و تأخر، تابع ماهيت و جوهر ذات باشد و چون تشكيك در ماهيت ممتنع است، بايد اصيل و منشأ اثر، امرى وراى سنخ ماهيات باشد، تحقيق تشكيك خاصى در وجود مفصلا در اين رساله ذكر شده است.
خلاصه كلام آن كه بنابر جاعليت و مجعوليت بين ماهيات و اعتباريت وجود و قول به اين كه وجود، حقيقت و صورتى در خارج ندارد، لازم مىآيد كه عليت و معلوليت و تقدم و تأخر بين ماهيات باشد. اگر علت و معلول جوهر باشند (مثل عقل و نفس و يا ماده و صورت) بايد ماهيت و حقيقت جوهرى بما أنها جوهر، علت و ماهيت جوهرى بما أنها جوهر، معلول باشد، جوهر به اعتبار علت بودنش، تمامتر و كاملتر از جوهر معلول و نفس حقيقت جوهر به اعتبار عليت، بالذات مقدم بر معلول باشد و حقيقت جوهر به اعتبار معلوليت،