شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٤٥
أو يتخيّل، و لا تشعر بذواتها، أو لعلّها تشعر بذواتها بآلات، أو لعلّ هناك شعورا «مّا» يشترك بين الاظلال؛ يجب أن نفكّر فى هذا».
شيخ چون تجرد خيال را انكار كرده است، در جواب بهمنيار عاجز مانده است و آنچه را كه به طور ترديد در جواب تلميذ گفته است، خارج از صناعت علمى است.
اكثر دليلهائى كه شيخ و ديگران براى اثبات تجرد نفس انسانى ذكر كردهاند، تجرد نفس حيوانى را نيز اثبات مىنمايد و اختصاص به نفس انسانى ندارد.
صدر المتألهين به طور تفصيل در موارد مختلف از كتب خود تجرد خيال را اثبات كرده است، جميع حكماى اسلامى تجرد خيال متصل را منكرند، شيخ الاشراق خيال منفصل را اثبات كرده است.
١٠. از شيخ سؤال شده است:[١]«إنّ ما قيل: إنّ الصور الكلية إذا حصلت لشيء صار ذلك الشيء بها عقلا، أمر عجيب؛ فإنّ الشيء إنّما يصير عقلا بأن يتجرّد غاية التجرّد، و كيف يدخل على شيء غير مجرّد ما يجرّده؟! فإنّ قوله: يصير الشيء عقلا معناه يصير به الشيء مجرّدا» شيخ جواب داده است: «إنّ معنى «صار» ليس أنّه صار حينئذ بل معناه أنّه دلّ على كونه كذلك و هذه كلمة تستعمل مجازا.» [٢]
چون شيخ، نفس را در اول مرحله وجود، جوهرى مجرد مىداند، در بيان اين قسم از مباحث و كيفيت تقرير آن خيلى عاجز است و در اين موارد در مباحث غور نمىكند. بنابر مبناى شيخ (ره) از براى عقل، مراتب متعدد از قبيل عقل هيولانى و عقل بالقوه و عقل بالملكه و عقل بالفعل نمىشود قائل شد، چون نفس در اول مرحله وجود بنا بر مختار بوعلى مجرد از ماده است، بايد مدتها معطل و سرگردان در افعال باشد و حال آن كه در امور طبيعى تعطيل در فعل امكان ندارد. در مباحث قبلى بيان كرديم كه نفس در اول مراحل وجود، عين ماده
[١]قسمتى از سؤالات بهمنيار با جوابهاى شيخ در حاشيه شرح الهداية الأثيريه ملا صدرا «چاپ سنگى تهران ١٣١٣ ه. ق از ص ٣٢١ تا ص ٣٢٦» چاپ شده است.
[٢]المباحثات، ص ١٢٢، رقم ٣٠٢- ٣٠٣؛ الأسفار، ج ٩، ص ١١٢.