شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٧٣
باشد و از او هيچ اسم نبرد. از نوشتههاى ميرفندرسكى هم از مطالب مهم حكمت، نظير حركت در جوهر و اتحاد عاقل و معقول بويى نمىآيد، لذا همه شاگردان او به طريقه شيخ رئيس مشى نمودهاند. [١]
ملا صدرا در نوشتههاى خود از ميرداماد به مناسبت نقل مطالب علمى تجليل فراوان مىنمايد و در دو نامهاى هم كه به او نوشته است، از استاد عزيز خود به عظمت اسم برده و او را وارث علوم انبيا و مرسلين دانسته و به حد پرستش به او اظهار علاقه نموده و همه معلومات خود را از استاد دانسته است.
اين دو نامه ديدن دارد، يكى از اين دو نامه عربى و ديگرى فارسى است. نامه عربى او را كه مشتمل بر مسائل علمى است، حقير در كتاب شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا چاپ كرده است. [٢]
مبانى حكماى اشراق مردود دانسته شده است، مثل نفى تشكيك در افراد حقيقت واحد و برخى از مسائل ديگر.
[١]مير فندرسكى در پاسخ خود به سؤالات آقا مظفر حسين كاشى گفته است: «معتقد اين ضعيف آن است كه نشايد كه ذاتى مقول به تشكيك باشد» و ديگر آن كه مثل افلاطونى را در رساله حركت و اين رساله نفى كرده است و اين، امر عجيبى است از خصوصيات فلسفه اشراق و حكماى خسروانى يكى قول به مثل نورى است، ديگر قول به جواز، بلكه لزوم تشكيك در افراد و انواع عالم وجود. شيخ رئيس روى همين مبنى قول قائلان به مثل نورى را نفى كرده است. مير رسالهاى هم مستقلا در نفى مثل افلاطونى و عالم برزخ چه در قوس صعود و چه در قوس نزول نوشته است. در نفى مثل نورى ادله شيخ را نقل نموده است.
به عقيده حقير ميرفندرسكى در حكمت و مبانى و قواعد عقلى از اقوال شيخ رئيس و اتباع او تجاوز ننموده است، ولى تمايل به عرفا دارد و مرادش از اين شعر:
چرخ با اين اختران نغز، خوش زيباستى
صورتى در زير دارد هرچه در بالاستى