شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٩٢
كالمبدعات، أو بأمور لاحقة كأفراد الكائنات».
أي تخصّص أفراد الوجود و تميّز بعضها عن بعض و هويّاتها إشارة إلى أنّ المراد من الأفراد ليس الحصص و مفهوم المضاف حتى يكون الامتياز بإضافتها إلى شيء، و يكون واضحا لا يحتاج إلى البيان، بل المراد من الوجود ما يطرد
از او نام دارد نه نشان». چنين وجودى به اعتبار ذات به هيچ صفتى از صفات و حكمى از احكام متصف نمىباشد. نمىشود حكم كرد كه از غير متميز است و يا نيست. اين حقيقت به اعتبار ظهور در غير و سريان در اشيا به سريان فعلى و ظهور انبساطى، تجليات مختلف دارد و در هر مرتبهاى داراى حكمى از احكام است. چنين وجودى از حيث سريان در غير با آن كه به حسب ذات لا بشرط است به اعتبار ظهور اسما و صفات در اعيان ثابته به حسب استعدادات اعيان، در هر عين ثابتى ظهور خاص دارد.
اين كه مصنف علامه گفته است: «تخصص كلّ وجود إمّا بنفس حقيقته إلخ». بنابر طريقه حكماست كه وجود را داراى مراتب مختلف مىدانند و مقام بشرط لاى وجود را حق تعالى دانسته و ساير مراتب را به ممكنات اختصاص دادهاند. بنابراين، تعين و تشخص و تميز حق تعالى به نفس ذات اوست. و تميز ممكنات عقول طوليه و عرضيه و موجودات برزخى در قوس نزول به اعتبار تقدم و تأخر و شدت و ضعف و كمال و نقص است.
در الشواهد الربوبية، ص ١٠ گفته است: «الوجود قد مرّ أنّه متشخص بذاته متطوّر بأطواره و درجاته، فتخصيص كل وجود إمّا بالتقدم و التأخر، أو بالكمال و النقص، أو بالغنى و الفقر، و إمّا بعوارض مادية إن وقع في المواد و هي لوازم الشخص المادي». در شواهد اين كه امتياز حقيقت حق اول به چيست؟ چيزى نگفته است، شايد اصل حقيقت وجود را كه مقام وجوب وجود باشد، بالذات متشخص مىداند؛ تميز به تقدم و تأخر را اختصاص به ممكنات داده است. مصنف با آن كه وجود را واحد شخصى مىداند و قول به مراتب را در بعضى از مواضع كتب خود نفى مىنمايد، مختار خود را در اين قسم از مباحث بيان نكرده است «و اللّه أعلم».
نگارنده، اجمال اين مطلب را بيان كرد و تفصيل آن موكول است به محل ديگرى و تفصيل بيش از اين خارج از طور اين تعليقه است.