شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥٣
مطلق باشد» است. آخوند در ضمن برهانى مشرقى[١]مبدأ وجود را اثبات كرده.
مشعر دوم: در بيان آن است كه حقيقت حقه حق از حيث قوت وجود، تناهى ندارد و چون صرف الوجود است، داراى حد و نهايت نيست. [٢]
مشعر سوم: در بيان وحدت حق تعالى است و اين كه مبدأ وجودات چون صرف است، قابل تعدد و تكثّر نيست «صرف الشيء لا يتعدّد و لا يتكثّر». شيخ الاشراق به اين قاعده در مقامات متعدد استدلال نموده است. [٣]
مشعر چهارم: در بيان آن است كه خداوند، مبدأ و غايت جميع اشيا است و جميع حقايق وجودى به وجود حق منتهى مىشوند و هر وجودى كه مبدأ اشياست، بايد منتهاى جميع حقايق نيز باشد.
مشعر پنجم: در اثبات آن است كه حق اول تعالى تمام و كمال هر شىء و صورت تماميه ممكنات است، چون وجود، حقيقت بسيط و تفاوت در افراد حقيقت وجود به كمال و نقص و شدت و ضعف است، حق تعالى اصل است و مظاهر وجودى، ظهورات و تدلّيات اويند و هر مظهرى قائم به مظهر است.
[١]وجه تسميه برهان به مشرقى آن است كه اين برهان از مشرق عالم عقل طالع شده است و يا آن كه مبدأ افاضه و اشراق اين برهان، مشرق حقيقى است كه مبدأ اول باشد و يا وجه تسميه آن به برهان مشرقى از آن جهت است كه نتيجه اين برهان، اثبات وجود حق است و حقيقت حق- جل جلاله- شمس الشموس عالم وجود و مبدأ جميع انوار طوليه و عرضيه است و جميع حقايق، از آن حضرت مفاض است، عرفا از آن حقيقت به حضرت ذات تعبير نمودهاند.
اين برهان، برهانى قوى و محكم است و ملا صدرا در كتب خود به اين طريق براى اثبات مبدأ وجود تمسك نموده است.
[٢]روى همين جهت است كه جميع ممكنات، محدودند و از مقام وجوب وجود و صرافت هستى انحطاط دارند و هر موجود مقيدى متقوم به وجود مطلق و به حسب ذات «ليس صرف» و از ناحيه علت، موجود است و بالذات متصف به وجود نيست.
پيش بىحد هرچه باحد است «لا» ست
كل شىء غير وجه الله فناست