شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣١
كليات در ذات «حق» قبل از ايجاد، اختصاص به ملا صدرا دارد.
عرفا و صوفيه اگر چه قائل به وحدت وجودند، ولى چون از براى ماهيات و اعيان ثابته، ثبوت مفهومى قائلند و ملاك علم تفصيلى حق به اشيا قبل از ايجاد را در مقام واحديت، مفاهيم و اعيان ثابته دانستهاند، از اصل معناى «بسيط الحقيقة كلّ الأشياء» غفلت كردهاند، لذا آخوند ملا صدرا در موارد عديده گفته است:
تحقيق اين مسأله اختصاص به من دارد.[١]در بعضى از موارد گفته است:
«و لم أرمن له علم بذلك في وجه الأرض.» [٢]
انكار حركت در جوهر ناشى، از نرسيدن به اصل تشكيك در وجود و قول به تباين در اشيا و خلط بين احكام وجود و ماهيت است. شيخ الرئيس در جميع مواردى كه در جواهر حركت اشتدادى را انكار كرده است، بين احكام وجود و ماهيت خلط نموده است. [٣]
جميع حكماى اسلامى از اثبات حشر اجساد عاجز ماندهاند، چون اين مسأله مهم كه از اركان معارف است، بر حركت جوهر و تجرد قواى غيبى نفس توقف دارد، خصوصا تجرد خيال. انكار تجرد خيال و ساير قواى مربوط به غيب نفس ناشى از انكار اصالت وجود و وحدت حقيقت وجود و حركت در جوهر است.
[١ و ٢] اسفار، ج ٦، صص ١١٠ و ٢٣٩ و ٢٧٠؛ همان، ج ٣، ص ٤٠.
[٣]الشفاء، الطبيعيات، ج ١، ص ٩٨ و ما بعدها، الفصل ٣ من المقالة ٢ من الفن الأوّل.
الفصل الثالث في بيان المقولات التي تقع الحركة فيها وحدها لا غيرها فنقول: «إنّ قولنا مقولة كذا فيها حركة الخ». شيخ در اين كتاب به واسطه انكار تشكيك خاصى، جايز ندانسته است كه وجود واحد، داراى عرضى عريض و مقامات مختلف باشد. ر. ك: اسفار، ج ٣، ص ٨٥: «أنّ الوجود الواحد قد يكون له أطوار و شؤون ذاتية و له كمالية و تنقّص»، همان، ج ٣، ص ١٠٥: «فصل في هدم ما ذكره الشيخ و غيره الخ»؛ اسفار، ج ٨، ص ٢٥٧: «أنّ الشيخ قد خلط في كلّ موضع أراد إبطال الاستحالة في الجوهر، بين الوجود و الماهية الخ».
ما اين مبحث را به طور نسبتا مفصل بيان كردهايم. ر. ك: شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا. صص ٦٨- ٧٢.