شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٥٩
مصداق الموجود أمر متحقّق و موجود في الخارج. و حاصله أن الأمر المتحقّق في الخارج وجود و هو بنفسه موجود و متحقّق في الخارج.
«و اعلم أنّ كلّ موجود في الخارج غير الوجود، ففيه شوب تركيب[١]و لو عقلا
[١]غير از حقيقت مقدس حق، هيچ وجودى از تركيب كه ملازم با فقدان و نيستى مىباشد، معرّا نيست. لذا در كلام اساطين حكمت وارد است كه «كل ممكن زوج تركيبى» [١] حقيقت مقدس حق، علت تام مستقل از براى وجود اشيا است. و چون تساوى در رتبه وجود و تكافؤ در مرتبه بين علت معطى وجود و معلول، ناقض حديث عليت و معلوليت و مبطل باب افاضه و استفاضه است، معلول بالذات حيثيت ذاتش حيثيت ربط و فقر و جهتى غير از اين جهت ندارد، لذا صدر المتألهين وجودات امكانى را روابط محض و صرف دانسته و محققان از اهل حكمت برآنند كه اين، شأن ذاتى ممكن است، كما اين كه استقلال در وجود، مقوم ذات حقيقت حق مىباشد. و معلول نسبتش به علت فياض نسبت فرع به اصل و ظل به ذى ظل و رقيقه به حقيقه مىباشد. قهرا وجود مستقل حق تعالى كه هستى محض و وجود صرف و حقيقت بسيط نورى است كه در او به وجه من الوجوه ظلمت راه ندارد، به حسب نفس ذات، بر اشياى خارجى و معاليل امكانى مقدم است و موجودات امكانى به حسب جوهر ذات و تخوم حقيقت، از وجود واجبى ازلى متاخرند. و اين تأخّر با انتزاع مفاهيم كلى و ماهيات امكانى ملازم است؛ چه هر علت فياض واجد همه كمالات معلول با شيئى زايد است، ولى معلول به اندازه حد وجودى خود از علت فياض استفاضه وجود مىنمايد و اين حدى كه وجود را از صرافت خارج نموده است، عبارة اخراى معناى ماهوى است. و اين حدود امكانى از تجليات و ظهورات حقيقت هستى مطلق هستند كه از موجودات مجعول معلول منبعث مىشوند. و معلوليت دائما مساوق و ملازم با تركيب و عدم بساطت است و هيچ موجود امكانى از ماهيت كلى امكانى خالى نمى باشد. اين جهت امكانى، در موجودات مختلف است، وجود هر چه از منبع جود دور
[١] . از كلام شيخ الرئيس- قدس سرّه- اخذ كردهاند كه مىفرمايد: «... لأنّ الذي له (أي لممكن الوجود) باعتبار ذاته غير الذي له من غيره».
ر. ك: الإلهيّات من كتاب الشفاء، ص ٦١، فصل هفتم از مقاله اوّل.