شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣٤١
«قول عرشي
اعلم أنّ للوجودات مراتب ثلاثا:
الأولى [١]: الوجود الذي لا يتعلّق بغيره و لا يتقيّد بقيد مخصوص و هو الحريّ بأن يكون مبدأ الكلّ؛
[١]چون مختار صدر المتألهين در اين كتاب در وجود، مذهب عرفاى شامخين است و اصل حقيقت وجود، واحد شخصى است، بهتر آن بود كه بگويد از براى وجود- حقيقت وجود- سه مرتبه يا سه اعتبار است:
اول: وجود محض و صرف كه همان مرتبه ذات حقيقت وجود باشد كه اين مرتبه همان طورى كه در فصول قبلى ذكر شد، مقام لاتعين و غيب ذات و كنز مخفى و غيب الغيوب و عنقاى مغرب و مقام لا اسم له و لا رسم له مىباشد، چنين حقيقتى به حسب ذات تعين ندارد.
دوم: وجود اطلاقى و وجود منبسط و حق مخلوق به و فيض مقدس است كه به عقيده عرفا صادر از حق اول همين وجود است. سريان و اطلاق اين وجود سريان و اطلاق و عموم خارجى است كه بوحدته، تمام مرائى و مجالى را از تعين علمى و مفهومى خارج و به وجودات خاص خود موجود مىنمايد، مراتب خارجى از همين وجود منبعث مىشوند.
اين مرتبه از وجود اگرچه به واسطه تعين اطلاقى از مرتبه واجبى منحط و مقام صرافت محض حقيقت وجود را ندارد و به همين لحاظ فعل حق است و ليكن به نفسه از جهتى كه با حق متحد است (اتحاد حقيقه و رقيقه) مقيد به ماهيات امكانى هم نيست و از حدود ماهوى كه حاكى از نقص وجودى مىباشند، مبرّا و معرّاست. روى همين اصل، كمّل، مجعول بالذات، اين وجود را مىدانند.
سوم: مرتبه وجودات مقيد است كه از آن به اثر تعبير فرموده و گفتهاند: نفس حقيقت وجود، حق است و وجود مطلق، فعل و وجود مقيد، اثر او مىباشد، اين وجودات مقيد با