شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٧٥
در موضوع ديگر گفته است: «اى عزيز! مردم در اين زمان از علم توحيد و علم الهى خبرى ندارند و من بنده در تمام عمر كسى را نديده است كه از وى بويى از اين علم آيد و از علم دوم نيز كه علم آفاق و انفس است، چندان بضاعتى با دانشمندان اين زمان حاصل نيست تا چه رسد به ديگران».
بر ديده حقيقتبين اسلّاى عقل و ابناى خرد و چشم تيزبين اهل بينش و معرفت و سالكان الى الله، خيال اين معنى مستور و پوشيده نيست كه اين مرد بزرگ در اين دو علم داد سخن داده است و حقايقى را بيان نموده است كه در كتب متصديان معرفت حقايق نيست، در مسفورات عرفا هم اين مسائل روشن و واضح و به طور شايسته بيان نشده است.
حكما و دانشمندان بعد از ميرداماد و ميرفندرسكى شاگردان اين دو مرد بزرگند، از اين قرار ملا شمساى گيلانى (م ١٠٩٨ ه. ق) و صدر المتألهين (م ١٠٥٠ ه. ق) دو شاگرد معروف ميرزا اساتيد بعد از ميرمحمد باقر داماد حسينى استرآبادى هستند و آقا حسين خوانسارى و ملا محمد باقر سبزوارى و ملا رجبعلى تبريزى و ملا حسن لبنانى ميرزا رفيعاى نائينى از دانشمندان بعد از ميرفندرسكىاند. ولى چون ميرداماد قبل از ميرفندرسكى مرده است و شايد حدود ده سال بزرگتر از ميرفندرسكى باشد، قهرا شاگردان ملا صدرا معاصر با آقا
در كلمات عرفا مطلب به اين تعبير عنوان شده است «أنت مرآته و هو مرآة أحوالك» [١]، تحقيق در اين مسأله مربوط به بحث ظهور وحدت در كثرت و انطواى كثرت در وحدت است و اصل مسأله توحيد توقف بر فهم «بسيط الحقيقة كل الأشياء» دارد كه آن نيز مبتنى بر اصالت وجود و تشكيك خاصى بلكه خاص الخاصى است. دانشمندان معاصر ملا صدرا و اساتيد عصر او قائل به اصالت ماهيت و تباين در وجودات و نفى تشكيك خاصى و ذاتى بودهاند. غفلت از سر اين مسأله و عدم احاطه به مسائل وجود، منشأ انكار تشكيك در افراد حقيقت واحد در ذاتيات مىباشد.
ملا صدرا چون ماهيت را اعتبارى مىداند، تشكيك خاصى را از ماهيت سلب مىكند.
[١] . ر. ك: إعجاز البيان، صص ٢٥٣ و ٢٨٤. مصباح الأنس، ص ١٢٣.