شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣٤٥
مشهود أو موجود أو ظاهر أو غيره من الأسماء و الصفات. و بهذا جمعنا بين القول بأصالة الوجود و مجعولية الماهية و بين قول العرفاء الشامخين القائلين بأنّ الماهية مجعولة و بين قول الحكماء العظام: إنّ الماهية اعتبارية و الوجود مجعول» [١]. هذا ما حقّقه بعض الأكابر أدام اللّه تعالى ظلله الظليل على رؤوس المسلمين.
و لكن للتأمّل فيه مجال واسع، براى آن كه اعيان ثابته و ماهيات امكانى بدون تجلى وجود و ظهور وجود منبسط، اعدام و اباطيلند، با اعتبار وجود هم بنا به مشرب عرفانى در خفا و ظلمت صرفند، «العالم غيب لم يظهر قطّ، و الحق ظاهر ما غاب قطّ». اعيان ثابته به اعتبار آن كه از لوازم اسما و صفاتند، مجعول نيستند و اين كه گفته شده است: وجود، ممكن نيست محكوم به حكمى شود و به ظهور و خفا اتصاف پيدا نمايد، اصل حقيقت وجود است نه وجود منبسط كه در همه اشيا سريان دارد و مقيد به اطلاق است و همين حكم به اين كه وجود منبسط، وجود عام و مطلق و معناى حرفى است، احكامى است كه مترتب مىشود بر وجود به اعتبار ظهور و سريان در غير، قائل، بين مرتبه ذات و اصل حقيقت وجود و وجود مطلق سارى در جميع ذرات خلط كرده است. احدى از عرفا قائل به مجعوليت ماهيت نيست و تجلى و ظهور و تشان كه عبارة اخراى مجعوليت است، شأن وجود مىباشد و اعيان ثابته به اعتبارى وجودات خاص علمىاند و به اعتبار مفهوم بوى وجود و ظهورهم، به مشام آنها نرسيده است و نخواهد رسيد، «الأعيان الثابتة ما شمّت رائحة الوجود و لم تشمّ» [٢]. چنين حقيقتى صلاحيت از براى ظهور و مجعوليت ندارد، يا بايد جاعليت و مجعوليت را «مطلقا» چه در وجود و چه در ماهيات نفى كرد و يا آن كه تجلى و ظهور اصل وجود را به اعتبار سريان، همان مجعوليت دانست، كما هو الحق عند المحققين من الحكماء و المتألهين من العرفا- قدس اللّه أسرارهم-.
[١] . تعليقات على شرح فصوص الحكم و مصباح الأنس لسيّدنا الإمام الخميني- قدّس سرّه-، صص ٢٨٧- ٢٨٨.
و ر. ك: مصباح الأنس، چاپ جديد، ص ١٩٤، تعليقه امام خمينى- قدّس سرّه-.
[٢] . كلام ابن عربى- قدّس سرّه- است و مضمونش مورد اتفاق عرفاست، مصادرش در صفحه ١٢٦ كتاب حاضر گذشت.