شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٤٣
و قوله: «كما أنّه بواسطة وجود آخر عارض عليه» بيان لمراتب الوجود.
مثلا الإنسان له وجود به يصير إنسانا و هو كماله الأوّل و لا دخل لوجود الآخر لكون الإنسان إنسانا، و المفاهيم- التي لهذا الوجود العارض مدخل لانتزاعها- عرضيّات بالنسبة إلى هذا الوجود و بوساطته و بالنسبة إلى الوجود الأوّل فقط لا يحمل.
بر اتحاد خارجى مىباشد.
قسم ديگر، تركيب وجود با ماهيت است. به نظر تحقيق چون وجود متحقق خارجى و ماهيت- در علم نه در عين و خارج- از تجليات و ظهورات وجود است، و فرد بالذاتى غير از وجود ندارد، در هيچ مرتبهاى از مراتب، حتى در مقام تعقل و تعمّل عقلى خالى از نور وجود نيست، به همين جهت محققان گفتهاند: فناى ماهيت در وجود، اتم و اقوا از فناى جنس در انواع است؛ چون جنس در مقام جنسيت حد ماهوى آن محفوظ است، ولى اين حالت در ماهيت ممكن، ممكن نيست و در ماهيت حالتى كه در واقع از وجود خالى باشد، نمىباشد. پس اتحاد ماهيت با وجود اتحاد لا متحصل و مبهم با متحصل و متشخص است و اشكال وارد بر قاعده فرعى را به اين نحو بايد جواب داد كه ثبوت ماهيت خاليا عن الوجود، به نحوى از انحا در مقام تحليل عقلى است، و در خارج متحدند و احد المتحدين به يكديگر عروض خارجى ندارند.
يك قسم ديگر از انحاى اتحاد، اتحاد حقيقه با رقيقه است، نظير اتحاد شىء و فىء و علت و معلول.
بحث تفصيلى اين مطلب به طور تحقيق از عهده عقل نظرى خارج و بيان آن محتاج به نقل كلمات اهل عرفان است. صدر المتألهين در كتب خود متعرض اين مطلب شده است و جميع مراتب وجود را از مراتب يك حقيقت و در سلك يك وجود مىداند.
نگارنده هم در بعضى از تأليفات خود متعرض اين مطلب عالى نفيس شده است.
قسم پنجم از اقسام اتحاد، اتحاد صفات متعدد مثل علم و قدرت و اراده و هكذا ساير اسماى حسنى با يكديگر در مرتبه ذات با ذات واجبى- تقدست أسماؤه- است. وجود