شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣٦٣
عند الاضطرار فهذه المغايرة بين المطلبين ليست إلّا من جهة اعتبار الوجود في الثاني دون الأوّل، و لزم من ذلك أن لا يكون الوجود مجرّد أمر انتزاعي عقلي، بل يكون أمرا حقيقيا و هو المطلوب.»
قوله: «أنّ مطلب «ما» الشارحة غير مطلب «ما» الحقيقيّة»، لأنّ المقصود من ما الشارحة تحصيل مفهوم اللفظ و طلب شرح الاسم، و من ما الحقيقية المطلوب فهم حقيقة المدلول[١]و سنخ المفاد بحسب الواقع بعد السؤال
[١]در جاى خود مقرّر شده است كه مطلب ماى شارحه غير مطلب ماى حقيقيه است و اين غيريّت، در مفهوم جواب از سؤال ماى شارحه و حقيقيه اخذ نشده است، بلكه اين مغايرت بين دو مطلب از جهت اعتبار وجود در ماى حقيقيه است، لازم مىآيد كه وجود، مجرد امر انتزاعى نباشد، بلكه امر واقعى باشد.
توضيح اين كلام آن است كه ما بر دو قسم است: ماى شارحه كه مفهوم لفظ را شرح مىدهد و ماى حقيقيه كه از حقيقت شىء سؤال مىشود. اولى را به لسان فرس «پاسخ پرسش نخستين» گفتهاند. و سؤال در مطلب ماى شارحه شرح لفظ است، مثل اين كه گفته مىشود: ما العنقاء؟ «عنقاء چه چيز است؟»، جواب داده مىشود «طائر».
ولى در ماى حقيقيه اين طور نيست، سؤال مىشود از حقيقت شىء، يعنى بعد از آن كه سؤال از شرح معناى لفظ شد، گفته مىشود آيا موجود است يا نه كه اين مطلب را مطلب «هل» مىگويند. بعد از سؤال از وجود به نحو هل بسيط سؤال مىشود آيا حقيقت آن شىء چه چيز است؟ فرق اين سؤال به ما مىفهماند كه بايد بين نفس ذات ماهيت و وجود خارجى فرق باشد و سؤال به ماى حقيقيه ناظر به خارج از حاقّ ذات ماهيت است، پس خارج از حاقّ ذات ماهيت مرحله اعتبار ماهيت است با وجود، پس سؤال به لحاظ وجود توأم با ماهيت است.
اين برهان مصادره به مطلوب است. قائل به اصالت ماهيت جواب مىدهد، ماهيت دو مرحله دارد: ماهيت من حيث هىهى و ماهيت مجعول، ماى حقيقيه راجع است به سؤال از ماهيت مجعول كه منشأ ترتب اثر و منشأ انتزاع وجود مصدرى مىباشد، اين فرق از انتساب به جاعل و حيثيت مكتسب از جاعل پيدا شده است.