شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٩٤
ميرزا حسن و آقا ميرزا هاشم بيشتر از ديگران مورد توجه طلاب واقع شدند، با اين فرق كه آقا ميرزا هاشم در الهيات و حكمت اشراق و تصوف راسختر از آقا ميرزا حسن و آقا ميرزا حسن در كلمات شيخ رئيس و امور عامه و جواهر و اعراض اسفار استادتر از آقا ميرزا هاشم بوده و شايد آقا ميرزا حسن در انواع و اقسام حكمت جامعتر از آقا ميرزا هاشم بوده است، چون قانون بوعلى و كتب خواجه در رياضيات را هم تدريس مىنموده است. آقا ميرزا هاشم در تصوف راسخ بود، حواشى او بر شرح مفتاح و نصوص قونوى حاكى از تضلّع آن مرحوم در اين علم
اشتغال داشته است.
از اشعار «صفا» خصوصا سؤالاتى كه در موارد سلوك مطرح كرده و خود جواب داده است، تبحر او در تصوف و تخصص او را در عرفان ثابت مىكند. شواهد و ادله زيادى در اين اشعار بر تمحض و انغمار حكيم صفا در عرفان علمى و عملى موجود است و اين مرد بزرگ از كسانى است كه كما هو حقه شناخته نشده است.
آقا ميرزا صفا در سنه (١٣٠٨ ه. ق) تهران را ترك گفته و به معيت مؤتمن السلطنه وزير خراسان به مشهد رضوى مسافرت مىنمايد.
علت عدم معروفيت حكيم آن است كه درس و بحث را به كلى ترك كرد و به انزوا و رياضت پرداخت. ديوان حكيم صفا با مقدمهاى از فاضل گرامى و اديب معاصر آقاى احمد سهيلى خوانسارى به چاپ رسيده است، ولى متأسفانه اين ديوان تجزيه و تحليل علمى عرفانى نشده و ارزش و اهميت آن از اين جهت مخفى مانده است. برادر آقا ميرزا صفا آقا ميرزا على محمد اصفهانى از دانشمندان عصر خود بود و مدتها در تهران تدريس مىنمود. ميرزا صفادر إظهار اخلاص به «هفتم أقطاب وجود» در مواقع خاص شعر مىساخت و در أيوان مقصوره روبروى ضريح عباى خود را زير بغل قرار مىداد و با نهايت اخلاص شعر خود را قرائت مىكرد و به منزل برمىگشت.
«ولىّ اللّه من آن هفتم أقطاب وجود
كه فضاى حرمش منزل و مأواى من است»
«من صفاهانيم أما به خراسان ويم
عقل حيران من و كار خراسان منست»