شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٦٢١
الأشرف فالأشرف، فأبدع أوّلا أنوارا قدسيّة و عقولا فعّالة تجلّى لها[١]و ألقي فيها مثاله، فأظهر منها أفعاله[٢]و اخترع بتوسّطها أجساما
[١]تجلّى بها. خ ل.
[٢]اين كلمات را صدر الدين شيرازى از كلام معجز نظام على عليه السّلام اقتباس نموده است: سئل عليّ عليه السّلام عن العالم العلوي، فقال عليه السّلام: «صور عارية عن الموادّ خالية عن القوّة و الاستعداد فتجلّى لها ربّها فأشرقت فطالعها فتلألأت ألقى في هويتها مثاله، و أظهر عنها أفعاله، فجعل الإنسان ذا نفس ناطقة، فإن زكّاها بالعلم فقد شابهت جواهر أوائل عللها، و إذا اعتدل مزاجها و فارقت الأضداد و قد شاركت بها السبع الشداد [١]. مراد از عالم، ما سوى اللّه يا ما يعلم به اللّه است، وجه تسميه آن به علوى به اعتبار علوّ و ترفّع آن از ماده جسماني است. يا وجه تسميه آن به علوى به اعتبار ترفع آن عالم، از اذهان موجودات اين عالم است، و عالم علوى از افهام خلايق مستور است اگرچه بشر به حسب فطرت متوجه به آن عالم است و بالذات نيل به آن عالم را طالب است. عالم علوى، موطن اصلى و غايت وجودى افراد انسان است و انسان به واسطه سيئهاى كه از آدم ابو البشر سرزده است به اين نشأه هبوط نموده است.
مراد از صورت در كلام امام همام، صورت مقابل ماده نيست تا آن كه صور الهي محتاج به ماده باشند، بلكه حكما مطلق فعليت را به وجهى صورت مىدانند و هر صورت مجرد از ماده برى و از قوه و استعداد معرا است و چون چنين موجودى در حصول و تحقق، احتياج به ماده و زمان ندارد و صرف امكان ذاتى از براى صدور از علة العلل كافى مىباشد، به صرف تجلى حق، ظاهر مىشود و چون فيض بايد از وجود عالى دانى برسد.
«عقل اول راند بر عقل دوم
ماهى از سر گنده گردد نى ز دم»