شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥١٦
«أوّل ما خلق اللّه العقل، ثم قال له: أقبل فأقبل ثم قال له: أدبر فأدبر ثم قال:
و عزّتي و جلالي ما خلقت خلقا أعزّ منك، بك أعطي، و بك آخذ، و بك أثيب، و بك أعاقب» [١].
و قوله: «أوّل ما خلق اللّه العقل» و هو ملك يسمّى في اصطلاح الصوفيّة بالحقّ المخلوق به و الحقيقة المحمّديّة [٢]، لاشتماله على كلّ المحامد التي يحمد بها الحقّ تعالى نظر اللّه تعالى إلى هذا الملك بما نظر به إلى نفسه فخلقه من نوره و خلق العالم منه و لهذا قال صلّى اللّه عليه و آله: «أوّل ما خلق اللّه العقل». و قال عليه السّلام: «أوّل ما خلق اللّه القلم»[٣]و قال عليه السّلام: «أوّل ما خلق اللّه
بهترين نظام و كاملترين ترتيب از حق صادر گردند «على نحو الأشرف فالأشرف»، اشرف موجودات و اكمل كاينات عقل اول است. لذا حق تعالى گفته است. «ما خلقت خلقا هو أحبّ إليّ منك».
[١]جامع الأسرار، ص ٥٤٨.
[٢]حقيقت عقل اول همان روح اعظم است كه به واسطه تروحن و تجردش از ماده و بودن او اصل حيات عقول و نفوس، به آن روح اطلاق نمودهاند. صوفيه آن را حقيقت محمديه ناميدهاند. صوفيه اصطلاحا حق مخلوق به را به وجود منبسط اطلاق كردهاند و اول صادر از حق را وجود منبسط مىدانند، ولى چون صدر المتألهين بين اين دو قول جمع كرده است و وجود منبسط را تفصيل عقل اول مىداند، لذا شارح به آن، حق مخلوق به اطلاق را كرده است.
[٣]تخريج اين دو روايت در ص ٣٠٧ گذشت.
اطلاق قلم به عقل به اعتبار وساطت اوست نسبت به تسطير و ترقيم كلمات آيات آفاق و انفس. اين كه عقل، مورد خطاب اقبال و ادبار واقع شده است، بايد معلوم باشد كه اين امر امر تكوينى است و اقبال و ادبار عقل، حال روح حقيقت محمديه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است به اعتبار نزول از عالم ربوبى و ظهور در عوالم دنيوى و اخروى و تجلى او در اعيان ثابته انبيا و مرسلين و اولياء و سلّاك:
«بود نور نبى خورشيد اعظم
گه از موسى پديد و گه ز آدم»