شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٥١١
العالي، و المتوسّطة للمتوسّط، و الدانية للداني و هكذا»، از هر عقلى عقل و نفس و فلك صادر مىگردد تا آن كه عدد عقول برده و عدد افلاك بر نه فلك برسد و از عقل عاشر چون از فيض وجود دور افتاده است، عقل و فلكى صادر نمىگردد و كدخدائيت عالم عناصر و ماده به اين عقل مجرد (عاشر) مفوّض شده است. و به توسط اين عقل مجرد- كه در لسان شرع از آن به جبرئيل و در زبان حكماى فرس به روان بخش و حكماى مشاء به عقل دهم و عقل فعال تعبير شده است [١]- فيض وجودى به أشياء مىرسد.
اين مشرب چون از جهاتى مخدوش است، شيخ الاشراق (مؤسس مسلك اشراق) اصل ديگرى را تأسيس نموده است و نور اول صادر از نور الانوار را- كه از آن به نور قاهر تعبير نموده است،- مبدأ نور قاهرى قرار داده است و همين طور هر عقل و نور قاهرى را مبدأ نور قاهر ديگر دانسته تا آن كه عدد انوار آن قدر تنزل نمايد تا برسد به نورى كه مبدأ نور قاهرى نگردد، بلكه علت و مبدأ نور نفسى و به لسان شيخ الاشراق نور اسفهبد «سپهبد» گردد. [٢]
مشاء در عقل عاشر، جهات متكثر زيادى كه وافى از براى صدور انواع مختلف متباين باشد را قائل بودهاند [٣]، ولى نزد شيخ اشراق لازم نيست كه يك عقل داراى جهات اعتباريه متكثر باشد. شيخ اشراق براى انوار طولي عدد معين قائل نمىباشد، حق هم با اوست. علاوه بر اين عقول طولى را هم مبدأ صدور افلاك نمىداند تا آن كه ايراد شود كه ممكن نيست عقل مجرد با نفس و جسم مظلم فلكى در يك رتبه از علت صادر شوند؛ بلكه مبدأ صدور مثل معلّق و مجرد و افلاك و عناصر و نفوس متعلق به افلاك و عناصر را عقول عرضى مىداند كه از آنها به قواهر أدنين و از عقول طولى به قواهر اعلون تعبير نموده است. البته عقول عرضى (عقول متكافئ) و مثل مجرد را صادر از جهات و نسب وجودى اشراقى «از قبيل غنا و فقر و
[١] . الأسفار، ج ٩، صص ١٤٢- ١٤٣.
[٢] . المطارحات ضمن مجموعه مصنّفات شيخ اشراق، ج ١، صص ٤٦٤- ٤٦٦؛ حكمة الإشراق ضمن همان، ج ٢، صص ١٣٥- ١٣٦.
[٣] . ر. ك: الإلهيّات من كتاب الشفاء، صص ٤٣٧- ٤٣٩، الفصل الخامس من المقالة التاسعة؛ شرح الإشارات، ج ١٣ ص ٢٤٣- ٢٤٨؛ گوهر مراد، صص ٢٩٠- ٢٩٧؛ بيان الحق بضمان الصدق، صص ٣٤٧- ٣٥٣.