شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٤٠
بيانات كافى و شافى وجوه فساد قول او و اتباعش را بيان كردهايم. [١]
٤. شيخ به واسطه بررسى نكردن در حقايق وجودى و مطالعه صرف در مفاهيم ذهنى و انكار سريان علم و قدرت و اراده و ساير شؤون ذاتى وجود در جميع اشيا، عشق هيولى به صورت را انكار كرده است و در رساله عشق هم كه در صدد اثبات عشق در جميع ذرات وجود برآمده است، اين مسأله را برهانى نكرده است، بلكه تنها به اسم عشق اكتفا كرده است. [٢]
٥. تبديل صور عناصر به صورت واحد «معتدل الكيفيه» را انكار نموده است.[٣]صدر المتألهين اين مطلب را در مباحث جواهر و اعراض اسفار به طور مبسوط بيان كرده است. [٤]
٦. شيخ و جميع فلاسفه اسلام به واسطه انكار تحول ذاتى و جوهرى، به سرمديت افلاك و اصول عناصر و ازليت هيولاى عالم قائل گرديدهاند، با آن كه جميع حركات، به حركت ذاتى جواهر مستند و براهين قاطعه بر اثبات حركات جوهرى قائم مىباشند و حدوث زمانى عالم، اجماعى ملّيّون و حكما و أنبيا عليهم السّلام است. ملا صدرا حركات جوهرى را با براهين متعدد اثبات كرده است. [٥]
[١]در تعليقات بر مباحث حركت اين شرح نيز اشكالات شيخ را نقل كرده و از آنها جواب دادهايم.
[٢]ر. ك: اسفار، ج ٢، صص: ٢٣٢- ٢٤٦ و ج ٧، ص ١٥٢ به بعد. شيخ چون علم و قدرت را نظير «وجود» سارى در اشيا نمىداند، از اثبات شوق و عشق در ماديات عاجز مانده است، لذا آخوند در الهيات اسفار، ج ٧، ص ١٥٢ گفته است: «شيخ در جميع مواردى كه خواسته است عشق هيولى به صورت را اثبات كند، تنها به اسم عشق اكتفا كرده است.» چون عشق، بدون ادراك خود و علل خود، محقق نخواهد شد.
[٣]ر. ك: الأسفار، ج ٩، ص ١١٠.
[٤]ر. ك: اسفار، ج ٥، صص ٣٢٠- ٣٥٠.
[٥]ر. ك: أسفار، ج ٣، صص ٧٥- ١٠٧؛ همان، ج ٧، ص ٢٨٢: «أنّ دوام الفيض لا ينافي حدوث العالم و تجدّده في الوجود» ر. ك: رسائل و الشواهد الربوبيه و تفسير قرآن و مفاتيح و ساير كتب صدر المتألهين.