شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٣٩
انتهى بحثه إلى تحقيق الهويات الوجودية دون الأمور العامّة و الأحكام الشاملة تبلّد ذهنه و ظهر منه العجز و ذلك فى كثير من المواضع».
قسمتى از مواضع اشتباه شيخ كه متأخران هم در اين موارد با شيخ شريك بودهاند، با اختصار و توضيح برخى از جهات از قرار ذيل است:
١. شيخ حركت جوهرى را به زعم آن كه موضوع در تحول ذاتى باقى نمىماند و از ماهيتى به ماهيت ديگر خارج مىشود، انكار نموده و گفته است: «اگر جوهر ذات انسان متحرك باشد، لازم آيد كه از نوع انسان خارج و داخل نوع ديگر گردد.» ما به طور تحقيق در جاى خود بيان كردهايم كه شىء واحد، ممكن است حصولات متعدد داشته باشد، با اصالت وجود و وحدت حقيقت آن و جواز تشكيك در حقيقت واحده از براى اشكالات شيخ و اتراب و اتباع او مجالى باقى نمىماند. [١]
٢. شيخ، روى انكار تشكيك ذاتى و نفى حركت جوهرى و عدم اذعان به اتحاد عاقل و معقول، مثل نورى و عقول عرضى[٢]را انكار نموده و اين همه جهات و حيثيات متكثر را به عقل واحد مستند كرده است. ما تبعا لصدر المحققين همه اشكالات او را دفع كرديم و به نحوى مطلب را تقرير كرديم[٣]كه اگر كسى با ملاحظه آن مطالب، مثل افلاطونى را نفى كند، اهل تعمق و تدبر و تحقيق در عقليات نمىباشد. [٤]
٣. شيخ و اتباع او روى انكار تشكيك ذاتى و تحول جوهرى و عدم اذعان به مثل نورى اتحاد عاقل و معقول و اتحاد نفس با عقل فعال را منكر شدهاند. ما با
[١]. ر. ك: الأسفار، ج ٣، ص ٨٤ به بعد؛ همان، ج ٩، ص ١٠٩.
[٢]شيخ الاشراق اگرچه قائل به مثل افلاطونى است و تشكيك در ذاتيات را نيز قائل است، ولى اتحاد عاقل و معقول و تجرد برزخى خيال متصل «قوه متخيله» و حركت در جوهر را منكر است. اكثر مواردى را كه شيخ الرئيس در آن متحير و يا از حل آن عاجز است، شيخ الاشراق هم در آن مسأله با شيخ شريك است.
[٣]ر. ك: شرح حال و آراء فلسفى ملا صدرا.
[٤]ر. ك: الاسفار، ج ٢، صص ٤٦- ٨١.