شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٣٣
بالإمكان؛ لأنّ معناه الإنسان إنسان له الضحك بالإمكان، و بهذا لا يخرج عن مادة الإمكان فقلنا على اعتبار المصداق كان المعنى الإنسان إنسان ممكن الضحك بالضرورة، فتأمّل.
است. سه وجه در اين جا متصور است:
اول آن كه مفاد و مدلول مشتق و موضوع له آن، مركب تفصيلى باشد.
دوم آن كه موضوع له و مدلول مشتق، بسيط محض و صرف بوده باشد.
شرح رسالة المشاعر ؛ ص٢٣٣
سوم آن كه لفظ مشتق وضع شده باشد براى امر وحدانى قابل انحلال به معنون مبهم و عنوان بدون نسبت؛ بنابر شق سوم استدلال محقق شريف براى بساطت مداليل مشتقات ناتمام است، چون برهان محقق شريف خروج ذات از مشتقات را اثبات مىكند، ولى بساطت را اثبات نمىنمايد، چون در مثل «زيد قائم» صورت مبهمى متلبس به قيام در ذهن متمثل مىشود [١] برهان بر اين معنا- بنا به تقرير بعضى از اكابر- [٢] آن است كه مبدأ به واسطه مغايرتش با ذى المبدأ در وجود خارجى متحد نمىشود و هيچ اعتبارى سبب انقلاب حقيقت مبدأ از وجود واقعى آن نمىگردد، چون مغايرت در اين موارد تغاير اعتبارى نيست. نسبت واحديت مادامى كه در آن اعتبار امر مبهمى كه مقوم عنوان مبدئيت باشد نشود، بر آن چيزى كه مبدأ به آن قائم است يا بر مجموع مركب از مبدأ و نسبت حمل نمىشود، مفاد قضيه «زيد قائم» آن است كه وجود صورت ذاتى از براى زيد، وجود صورت منتزع از اوست بالعرض. اين وجود وحدانى نسبت به وجود صورت زيد متمثل در ذهن وجود بالذات و نسبت به صورت متلبس به قيام، وجود بالعرض است، اما اين خصوصيت مقوم عنوان، جوهر است يا عرض و يا امر اعتبارى است، معلوم نيست. بلكه در جميع اين جهات، مبهم است در كمال ابهام و با جواهر و اعراض و غير جواهر و اعراض قابل انطباق و اتحاد است از جهت بودن آن عين مبدأ «در خارج» ابهام دارد. به اين وجه وجود موجود و
[١] . محقق شريف قائل به بساطت مشتق است و مشتقات را متمحض در مبدأ و نسبت دانسته و ذات را از مدلول مشتق خارج مىداند، ولى ملا جلال دوانى مشتق را متمحض در مبدأ و ذات دانسته و نسبت را خارج مىداند.
[٢] . افضل المتأخرين فقيه كامل محقق و حكيم باذل مدقق، شيخ محمد حسين اصفهانى- قدس سره- در حاشيه بر كفايه مبحث مشتق. ر. ك: نهاية الدراية، ١: صص ١٩٥ و ٢١٨- ٢٣١.