شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٣٠
في الحاشية هكذا: «لا يدخل في مفهوم المشتق الموصوف لا عامّا و لا خاصّا؛ لأنّه لو دخل في مفهوم الأبيض- مثلا- الشيء، كان معنى قولك: الثوب الأبيض، الثوب الشيء الأبيض؛ و لو دخل فيه الموصوف بخصوصه كان المعنى الثوب الثوب الأبيض[١]و كلاهما معلوم الانتفاء».
شائعا فيها لا كجزئها و تسميتها بالعرض، و بعضها ليس كذلك و لو لا تلك الخصوصية لم يلزم أن يكون هناك شيء و هو الأبيض أو أسود».
كلام محقق صريح است در اين كه مبادى اشتقاق در مشتقات معانى مصدرى مىباشند، چون بين مشتق و مبدأ آن واسطه قائل نيستند، گفتهاند اعراض همان مشتقاتند. ملا جلال قائل به اتحاد بين مشتق و مبدأ حقيقى آن است نه مبدأ مشهورى.
خلاصه كلام آن كه محقق دوانى نسبت را به طور كلى از مفهوم مشتق خارج مىداند. در كلام محقق بعضى از مناقشات وارد است كه اين جا محل ذكر آن نيست، مثل اين كه گفته است نزاع قوم (حكما) در عرضيت الوان دليل بر آن است كه اعراض همان مشتقاتند، در حالى كه لحاظ ذات عرض غير از ملاحظه عرضيت آن است. نزاع در عرضيت، كاشف از اين كه اعراض مشتقاتند، نمىباشد.
[١]در اين كه مداليل مشتقات، بسيط يا مركب است، اختلاف است. جمعى از ارباب تحقيق [١] مشتق (مثل ضارب) را مركب از ذات (انسان مثلا) و مبدأ اشتقاق (ضرب) نمىدانند، بلكه مشتق را معنايى بسيط و غير مركب مىدانند. بعضى مطلقا ذوات را در مشتقات مأخوذ مىدانند. برخى بين اسماى آلات و غير اسماى آلات تفصيل قائلند، در اسماى آلات، ذات را معتبر و در غير اسماى آلات تركيب قائل نيستند.
[١] . معلم اول ارسطو و تابعان او از اعراض به مشتقات و از كم به متكمم و از كيف به متكيف تعبير نمودهاند.
بهمنيار تلميذ شيخ فلاسفه اسلام گفته است: «لو كانت الحرارة قائمة بذاتها لكانت حرارة و حارة»- اين عبارت را محقق دوانى- قدس سره- از كتاب البهجة و السعادة بهمنيار نقل كرده است بنابر آنچه كه در الأسفار، ج ٦، ص ٦٥ آمده است. و ر. ك: التحصيل، ص ٤٧٥- ر. ك: شواهد ربوبيه، چاپ سنگى، ص ٣٠، اسفار، ج ٦، ص ٦٣ به بعد؛ حاشيه محقق سبزوارى بر ص ٤٢ أسفار، ج ١. «قوله: و قد ذكر لتوضيح ما اختاره بوجهين إلخ».