شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ٢٠٣
الحقيقة حسب انفراض الحدود غير المتناهية».
مىنمايد؛ حدودى كه از انقسام حاصل مىشود نزد قوم «مشاء» انواع متباين به فصول منطقى مىباشد. [١] اگر وجود، در وحدت و كثرت و شدت و ضعف و تقدم و تأخر تابع ماهيت باشد و ماهيت امرى موجود و متحصل و اصالت، به شيئيت ماهيات اختصاص داشته باشد، بايد انواع غير متناهى بالفعل بين مبدأ و منتهى محقق شوند، لازم اين قول، تشافع حدود و تتالى آنات است.
ولى اگر وجود، امرى اصيل باشد، اين اشكال وارد نمىآيد به جهت آن كه تمامى اين امور غير متناهى كه در شىء متحرك و امر متصل، تحقق پيدا مىنمايند، به يك وجود موجودند، و وجود واحد تمام اين مراتب را در بردارد «به نحو قوه نه فعليت» و هر متصلى انقسامات الى غير النهايه را قبول مىنمايد، ليكن جميع اين حدود، بالفعل موجود نيستند.
اگر قائلى بگويد: ماهيت واحد كه يك فرد از سواد باشد، واجد جميع اين حدود ماهوى مىباشد همان طورى كه در وجود گفتيد به اين تقرير: حدودى كه از حركت در كيف مثلا تحقق پيدا مىنمايد در هر آنى از آنات حركت، حد سابق، متضمن در حد فعلى و حد فعلى، متضمن و فانى در حد لاحق مىباشد؛ به عبارت ديگر دائما يك فرد از سواد به حسب قوت ذات و تماميت جوهر، واجد جميع حدود قبلى مىباشد، مثل وجدان هر قوى تمام شئونات مادون را به نحو اعلا و اتم.
جواب مىدهيم: معناى تشكيك در ماهيت همين است كه ماهيت واحد، داراى عرض عريض و به نحو اعلا و اتم واجد كمالات مادون باشد. كسانى كه تشكيك در افراد ماهيت واحد را قائلند، اين اشكال بر آنها وارد نمىآيد. اين برهان، برهان نقضى است؛ كسانى كه قائل به أصالت ماهيتند و معذلك در وجود، تشكيك قائلند، بايد ماهيت را اصل ندانند.
مرحوم آخوند ملا على نورى (قده) در حواشى بر اين كتاب گفته است: «يمكن أن يقال: إنّ أبعاض المتّصل الواحد، و حدوده المختلفة بالشدّة و الضعف ليست موجودة بالفعل فيه بل بالقوّة، و ما حكمنا من الاختلاف النوعي إنّما يتصوّر في المراتب التي هي بالفعل». [٢] اين
[١] . همان، ج ١، صص ٤٣٦- ٤٣٧ و ج ٤، ص ٢٧٦.
[٢] . كتاب المشاعر، ص ٣٢، حاشيه، چاپ سنگى.