شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٩٠
جميعا؛ ثم النسبة بما هي نسبة أيضا أمر عقلي كلّي و انضمام الكلّي إلى الكلّي
٥- جمعى فرمودهاند تشخص هر شيئى به ارتباط آن شىء به وجود حقيقى كه مبدأ و منشأ جميع اشياست، مىباشد. [١]
٦- مير صدر دشتكى علت تشخص را جزء عقلى و تحليلى مىداند [٢] «و للناس فيما يعشقون مذاهب».
غير از فرمايش معلم ثانى- قدس اللّه سره- بقيه اقوال از نصاب تحقيق و تدقيق دور است.
اما آن كه گفته است تشخص هر شيئى به فاعل است، اگر مرادش آن است كه فاعل به واسطه افاضه وجود، هر ماهيتى را از ابهام و احتمال صدق بر متكثرات خارج مىنمايد، كلامى تام و صحيح و مرضى مىباشد، ولى كلام ما در مبدأ قريب تشخص است و فاعل به واسطه افاضه هستى نقيض نيستى ماهيت را مشخص مىنمايد.
اما آن كه گفته است تشخص هر شيئى به نحو علم احساسى يا مشاهده حضورى است، منظورش آن است كه فرق بين كليت و جزئيت به نحوى الادراك است نه به تفاوت در مدرك، اگر نفس شىء را با حواس و آلات ادراك، درك نمايد جزئى است. و اگر به نفس ذات بدون آلت ادراك درك نمايد، مدرك مجرد از غواشى ظلمانى و كلى است، مدرك در موطن ذات، واحد است و تفاوت در دو نحو از ادراك است.
بر خبير بصير، فساد اين قول واضح و روشن است، حقيقت خارجى هر شيئى از صدق بر كثيرين ابا دارد، ولى وجود عقلى، وجود ابهامى و محتمل و قابل صدق بر كثيرين است و به حسب ذات، از ماده و لوازم ماده تجرد دارد. روى اين لحاظ، نفس، حقيقت ذاتش از براى نفس مدرك است. لذا فرمودهاند: نفس، كليات را بالذات و جزئيات را به آلات ادراك، درك مىنمايد. بنابر مشرب صدر المتألهين (ره) ملاك كليت و جزئيت به امرى آخر است [٣] كه در رساله وجود ذهنى به طور تفصيل آن را بيان نمودهايم.
[١] . صدر المتألّهين- قدّس سرّه- اين قول را مختار بعضى مىداند. ر. ك: الأسفار، ج ٢، ص ١٢؛ شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٢٤.
[٢] . ر. ك: الأسفار، ج ٢، ص ١٢؛ شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٢٤.
[٣] . صدر المتألهين- قدّس سرّه- چون قايل به اصالت وجود است ملاك تشخّص و جزئيت را وجود مىداند.
ر. ك: الأسفار، ج ٢، ص ١٠؛ شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٢٣.