شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٧٩
اصلين و سنخين در دار وجود كما اين كه كثيرى از مقلدين برآنند از پيشگاه تحقيق و تدقيق دور است. اما نسبت اين قول به شيخ بىمورد است.
بنابر قول ذوق التألّه اضافه اشيا به حق تعالى اضافه اعتبارى مقولى است و اما اين كه در كلمات اهل توحيد ديده مىشود كه اشيا و وجودات خاصه را از نسب و اضافات وجود حقيقى دانستهاند، مراد آنها از اضافه و نسب، نسب و اضافه اشراقى است نه اعتبار مقولى به اصطلاح حكيم.
عرفا در دار وجود به وحدت شخصى قائلند [١] و قول به مراتب را كه فهلويون برآنند، با توحيد وجودى منافى مىدانند، با آن كه بنابر قول فهلويون چون كثرت در وجود از اصل وحدت حقيقت وجود ناشى است و اصل الحقيقه بوحدتها كثرت را اقتضا مىنمايد، ناچار با وحدت منافات ندارد و برگشتش به اصل وحدت است. چگونه مىشود آنها قول به وحدت و كثرت موجود را به نحو اصالت و حقيقت كه مرضى محقق دوانى و اتباع او مىباشد، اختيار نمايند، لذا فرمودهاند: «الأعيان الثابتة ما شمّت رائحة الوجود». [٢]
به همين لحاظ محققان فن حكمت و اساطين فلسفه مثل ماتن- عليه الرحمه- و ديگران بين اين دو قول فرق گذاشتهاند.
آن كس از اهل بشارت كه اشارت داند
نكتهها هست بسى، محرم اسرار كجاست؟