شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١٧٨
خفيّ لا يحتاج إلى البيان. و ما ذكر في بيان الملازمة هنا في الحقيقة إشعار بحقيقة القضية السابقة.
كثرات و اضمحلال موهومات امكانى است، تجلى ندارد و تجلى در احديت بما هى احديت محال است و سريان حق در اشيا سريان و ظهور فعلى است و آنچه كه از حق تعالى اتحاد با خارجيات دارد، وجود منبسط و فيض مقدس است و وجود منبسط هم فرقش با وجودات خاصه و مقيده به اصطلاح اين حضرات به اطلاق و تقييد است. و ماهيات به تبع وجود منبسط و وجودات خاصه متظاهرند و به نفس ذات خود رائحه وجود را استشمام ننمودهاند و از تعينات وجود منبسط و از ظهورات فيض مقدسند. اين مطلب كجا و حرف ذوق التألّه كجا؟ كه قائل به اصلين و سنخين و حقيقتين هستند.
به بين تفاوت ره از كجاست تا به كجا؟
و اما استناد اين قول به شيخ الرئيس و فارابى كاملا بى اساس است و از بيانات گذشته و آينده معلوم مىشود كه اين استناد، بىجا مىباشد.
فارابى چون ملاك تشخص را به وجود مىداند [١] و فرموده است: واجب الوجود همهاش وجود است و او همه وجودات [٢] است، كاملا نتيجه مىدهد عكس اين قول را؛ اين قول از فارابى كه افضل فلاسفه اسلام است، اشاره به توحيد خاصى و قول به وحدت حقيقت وجود است، چون حقتعالى علت فياض همه اشياست، همه وجودات را به نحو اعلا و اتم واجد است «و لا يشذّ عن حيطة وجوده شيء من الأشياء» و از طرفى وجودات از اشعات و اضلال و ظهورات وجودى آن حقيقت هستند، به اين اعتبار آن حقيقت در تمامى متكثرات ظهور و به تمامى اشيا احاطه قيومى دارد، چون منشأ تمامى كثرات همان وحدت است. لذا همه كثرات به نحو اعلا و اتم در آن وحدت منطوى هستند، نظير انطواى عقول تفصيلى در عقل بسيط اجمالى. اين بيان كجا و قول به مجعولات متباين با اضافه اعتبارى كجا؟ قول به
[١] . فارابى، التعليقات، ص ٥٣، رقم ٥٩. و ر. ك: الأسفار، ج ١، ص ١٠٤؛ صدر المتألهين- قدس سرّه-، المبدأ و المعاد، ص ١٩؛ صدر المتألهين- قدس سرّه-، شرح الهداية الأثيرية، ص ٢٨٦.
[٢] . فارابى، فصوص الحكم، صص ٥٨- ٥٩ و ١٠٠- ١٠١. و ر. ك: الأسفار، ج ٦، ص ١٢١؛ صدر المتألهين- قدس سرّه- شرح الهداية الأثيرية، ٢٩٥؛ المبدأ المعاد، ص ٥٤.