شرح رسالة المشاعر - اللاهيجي، محمد جعفر - الصفحة ١١٥
ثم حقّا، ثم حقيقة الحقيقة إلى غاية التي قبل عنها- «ليس وراء عبّادان قرية» [١].
فلسفه خصوصا مباحث ربوبيات و معرفت اسما و صفات حق به حسب عقل نظرى و عروج فكرى از محالات است. و آنچه كه به واسطه عقل حاصل مىشود، عبارت است از ادراك مفاهيمى كه حكايت ناقص و مبهم و غير تام از واقعيات مىنمايد. علم به مفاهيم، مثار كثرت و منشأ غيريت و جدائى است. معرفت تام حاصل نمىشود مگر به علم شهودى و معرفت حضورى، علم شهودى و اشراقى، منشأ وحدت و باعث نفى جدايى و بينونت است، درجه اعلاى علم به سبب اتحاد عالم و معلوم حاصل مىگردد؛ چون سبب و علت جهل و مانع از كمال ادراك و شهود، همان غيريت و جدايى عالم از معلوم مىباشد. هرچه اتحاد، شديدتر و تامتر باشد، علم كاملتر است. كمال علم حق به اشيا از اظهار حقايق از غيب ذات ناشى است كه از آن به كمال استجلا و استهلاك اشيا به واسطه ظهور وحدت در آنها و مغلوب شدن كثرات از ظهور حكم وحدت تعبير مىنمايند، پس معرفت تام به حقايق اشيا حاصل نمىشود مگر بعد از فناى [١] سالك در حق و استهلاك وجود مجازى تحت سطوات انوار حق. كمّل از اهل تحقيق به واسطه عروج معنوى و فناى در واحديت و احديت، همه حقايق را در حضرت علمى شهود مىنمايند و از جمله حقايق، حقيقت حق است كه بدون واسطه به قدر استعداد عارف و اصل، مشهود مىشود و حق را بلاواسطه به صريح ذات، شهود مىنمايد و حق به صريح ذات در او تجلّى مىنمايد. «أبيت عند ربّي يطعمني و يسقيني». [٢]
[١]صدر المتألهين در المظاهر الإلهيه فرموده است: «معرفت حق تعالى سه مرتبه دارد:
معرفت ذات حق و شناسائى صفات ربانى و معرفت أفعال حق تعالى، چون حقيقت واجب و هويت مبدأ وجود، بسيط و از حيث شدت نورانيت و ظهور، غير متناهى است و حقيقت او عين تشخص و تعين است، شبه و مثل و ضد و حد ندارد. قوه عقلى از ادراك أشعه
[١] . ر. ك: أسفار، ج ١، صص ١١٣- ١١٦.
[٢] . ر. ك: مسند أحمد بن حنبل، ج ٤، ص ٤٢٩، ح ١٣٥٨٣؛ بحار الأنوار، ج ٦، ص ٢٠٨؛ همان، ج ١٦، صص ٣٩٠ و ٤٠٣، ح ١ به نقل از مناقب ابن شهرآشوب.