شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣٥٦ - بيعت عمرو عاص با معاويه
عمروعاص كه يك مرد دنيا طلب بسيار حيلهگر بود از معاويه قول حكومت گرفت، آن هم حكومت مصر را به او وعده داد، زيرا معاويه پيش بينى مىكرد بالاخره بر مصر كه يكى از ممالك اسلامى بود مسلط خواهد شد و در واقع عمروعاص دينِ خود را به اين حكومت فروخت، پس هدفش رسيدن به حكومتِ دنيايى بود، لذا حضرت مىفرمايد: عمرو بن عاص با معاويه به شرط حكومتِ مصر بيعت كرد و ثمن اين بيعت حكومت مصر بود[١].
«فَلَا ظَفِرَتْ يَدُ الْبَائِعِ، وَ خَزِيَتْ أَمَانَةُ الْمُبْتَاعِ، فَخُذُوا لِلْحَرْبِ أُهْبَتَهَا وَ أَعِدُّوا لَهَا عُدَّتَهَا».
(و دست فروشنده يعنى عمرو عاص كه دين خود را براى دنيا فروخت پيروز نشد و امانت (عهد و پيمان) خريدار (معاويه) باعث رسوايى و ذلت وى گرديد. پس حال كه عمرو عاص به معاويه پيوست و دشمن در صدد توطئه و تصرف ممالك اسلامى است براى جنگ آماده شويد و ساز و برگ آن را فراهم كنيد).
«اُهبَة» و «عُدّه» به يك معنى است، يعنى ابزار و وسايل پيروزى در جنگ.
«فَقَد شَبَّ لَظَاهَا و عَلا سَنَاهَا» (پس به تحقيق آتش جنگ برافروخته شده و شعله و روشنى آن بالا گرفته است).
«شَبَّ» يعنى بالا آمد و «سَنا» به معنى روشنى است.
«و اَسْتَشْعِرُوالصَّبرَ فَاِنّه اَدعى اِلىَ النَّصرِ» (و در جنگ صبر را شعار خود قرار دهيد و پايدارى كنيد و صدمات آن را تحمّل نماييد كه بيشتر فرا ميخواند به پيروزى و از هر سلاحى بهتر است).
صبر و ظفر هر دو دوستان قديمند كه در اثر صبر نوبت ظفر آيد
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٦١ و كتاب صفين، نصر بن مزاحم، ص ٣٤.