شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٣١٦ - ريا و اخلاص در عمل
مرحوم كلينى (رحمهاللّه) در مورد آيۀ آخر سورۀ كهف (فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صالِحاً وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ أَحَداً)؛[١]پس هر كس به ملاقات پروردگارش اميدوار است بايد نيكوكار باشد و در پرستش خداوند هيچ كس را شريك نگرداند. از امام صادق عليه السلام نقل مىكند:
«شخصى كه چيزى از ثواب را انجام مىدهد در حالى كه خشنودى خدا را طلب نمىكند و تنها مىخواهد مردم او را پاك بدانند و اشتها دارد عملش را به گوش مردم برساند «فهذا الّذى اَشرَك بِعبادةِ رَبِّه» (اين همان كسى است كه براى عبادت خداوند شريك قرار داده است). سپس حضرت فرمود: هيچ بندهاى كار خيرى را مخفى نمىدارد مگر اينكه با گذشت ايام، خداوند خيرى را برايش پديد مىآورد و بنده، هيچ شرّى را پنهان نمىدارند، مگر اينكه به تدريج خداوند شرّى را برايش آشكار مىسازد».[٢]
خداوند در قرآن در وصف منافقان مىفرمايد: (إِنَّ اَلْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اَللّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى اَلصَّلاةِ قامُوا كُسالى يُراؤُنَ اَلنّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اَللّهَ إِلاّ قَلِيلاً)؛[٣]منافقان مىخواهند خدا را فريب دهند، در حالى كه خداوند نيز با آنها تدبير مىكند و زمانى كه براى نماز مىايستند با كسالت و بىميلى مىايستند و در برابر مردم ريا مىكنند و خدا را ياد نمىكنند مگر اندكى.
و قال عليه السلام: «ليست الصلاة قيامك و قعودك انّما الصّلاة اِخلاصُكَ، و انْ تُريد بها اللّه وَحدَه»[٤]
ابن ابى الحديد نقل مىكند حضرت على عليه السلام فرمود: (نماز فقط نشست و برخاستِ تو نيست بلكه تنها اخلاص تو است و اين كه با نمازت تنها خدا را اراده كنى و فقط او را منظور داشته باشى).
ابن ابى الحديد مىگويد: حبيب فارسى گفت اگر خداوند روز قيامت مرا نگه دارد و بگويد: آيا مىتوانى سجدهاى را نام ببرى كه در آن براى شيطان بهره و نصيبى نباشد،
[١]. كهف (١٨)، ١١٠.
[٢]. اصول كافى، ج ٢، ص ٢٩٤، حديث ٤، باب الريا.
[٣]. نساء (٤)، ١٤٢.
[٤]. نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٣٢٥.