شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٦٣ - شكايت و عكس العمل در مقابل شورا
اولين مردى بود كه به پيامبر ايمان آورد و با هزاران فضيلت ديگر، در رديف معاويه قرار دهند كه تا سال هشتم هجرت با پدرش ابوسفيان و بقيه مشركين در رأس جنگهايى بوده كه با مسلمين داشتهاند و در سال هشتم هجرت بعد از فتح مكه از روى ترس به ظاهر مسلمان شد. حضرت مىفرمايد عجب! اصلا چه وقت من قابل مقايسه بودم و آنها با من مقايسه مىشدند؟ اما حالا كار به جايى كشيد، كه اينها مرا هم سنگِ خود مىدانند. خدايا به داد من برس از اين شوراى غير عادلانه و انتخاب نابجاى آن.
«لكنّى اَسففتُ اذا اسفّوا و طرتُ اذا طاروا» (و لكن باز هم صبر كردم و پايين آمدم وقتى آنها پايين آمدند و پرواز كردم وقتى پرواز كردند)
وقتى بنا شد با اين افراد بسازم، صبر كردم و در شورا حاضر شدم و براى اينكه اصل اسلام و وحدت مسلمين حفظ شود و اختلاف پيش نيايد و زحمات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از بين نرود، در فراز و نشيبها، از آنها پيروى كردم، مانند مرغها و پرندگانى كه با هم به زمين نزديك مىشوند و يك جا مىنشينند و وقتى يكى از آنها پرواز كرد همه پرواز مىكنند و وقتى نشست همه مىنشينند. من هم با اينها همينطور شدم، نشستم وقتى آنها نشستند و پرواز كردم، وقتى آنها پرواز كردند و تك روى و لجاجت نكردم.
اين يك نكتۀ مهم اخلاقى و اجتماعى است كه حضرت مىفرمايد براى مصلحت اسلام و حفظ آن بعضى وقتها بايد همراهى كرد و صبر نمود.
«فصغى رجلٌ منهم لضغنه و مال الاخر لصهره مع هنٍ و هنٍ».
پس مردى از آنها (اهل شورا) به كينه و حسدِ خود گوش داد - براى كينهاش نسبت به من متمايل به عثمان شد - منظور سعد بن ابى وقاص است كه در اثر حسد و كينهاى كه از جنگ بدر نسبت به على عليه السلام داشت حتى بعد از قتل عثمان نيز با حضرت بيعت