شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٩٣ - وفاى به عهد بهترين سپر بلا
حضرت امير وفاى به عهد و عمل به وعده را قرين و همراه صداقت و راستى دانستهاند براى اين است كه اين دو مانند دو فرزند دو قلو از هم جدا نمىشوند و ملازم يكديگرند؛ يعنى نمىشود انسان با صداقت و خالص باشد اما به عهد و پيمان و وعدههاى خود نسبت به خدا و مردم عمل نكند و به تعهّدات خود پايبند نباشد.
مقابلِ صدق، كذب و نادرستى است و وفاى به عهد و پيمان ملكهاى است نفسانى كه ناشى مىشود از ملازمت با عهد و پيمان و وفاى به وعده.
امثال عمر و عاص حقّه به كار زدند و بر سر پيمان و عهد خود نايستادند و با حيله و فريبِ ابوموسى اشعرى در مقام رأى و نظر به عنوان حَكَم و داور، حضرت امير عليه السلام را از خلافت خلع نمودند و معاويه را به خلافت منصوب كردند و اين يكى از نمونههاى بارز مكر و حيله و خيانت و عدم پايبندى به عهد و پيمان الهى بود كه ناشى مىشد از عدم صداقت و حيلهگرى عمروعاص در حالى كه هيچ وقت انسانِ با صداقت و برخوردار از صدقِ و راستى به رفيق خود خيانت نمىكند و به مكتب و امام خويش بى وفائى نمىنمايد. عهد شكنى و بى وفايى عملى است شيطانى كه قرآن از آن نهى فرموده است و در مذمّت آن مىفرمايد:
(أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا اَلشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ)؛[١]اى فرزندان آدم آيا با شما عهد نكرديم كه شيطان را نپرستيد بدرستى كه او براى شما دشمنى آشكار است؟.
وفاى به عهد بهترين سپر بلا
«وَ لَااَعْلَمُ جُنَّةً اَوْقى مِنْهُ» (من سپرى نگهدارندهتر از وفاى به عهد (در مقابل عذاب الهى) سراغ ندارم).
«جُنّه» سپر است كه انسان را در جنگها از ضربه دشمن حفظ مىكند. «اَوْقى» افعل التّفضيل ااست از مادّه «وقى» به معناى حفظ كنندهترين است و يكى از آثار وفاى به عهد و پيمان اين است كه انسان را از بى اعتمادى مردم حفظ مىكند و همه به او اعتماد و اطمينان مىكنند.
وفاى به عهد و پيمان شعبههاى مختلفى دارد كه در تمام زمينهها حافظ انسان از آسيب و شكست
[١]. يس (٣٦)، ٦٠.