شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٨٨ - ابطال نظر خوارج
مادىِ خود را مىبرد و از امكانات استفاده مىكند. اين احتمال از ابن ابى الحديد است[١].
احتمال دوّم كه از ابن ميثم بحرانى در شرح نهج البلاغه است كه بگوييم: «ضمير «اِمْرَتِهِ» به امير برگردد نه امير فاجر و معناى عبارت اين مىشود، امير نيكو باشد يا فاجِر در اِمارت و حكومت او، مؤمن به وظايف دينى و شرعى خود عمل مىكند و كافر نيز بهرۀ مادى خود را مىبرد و از حكومت فاسده به نفع خود استفاده مىكند» و نقل ديگرى از اين خطبه شده كه مرحوم سيد رضى در پايان خطبه آن را ذكر مىكند و اين احتمال را تأييد مىكند.
احتمال سوم اين كه مقصود از مؤمن و كافر خودِ آن امير باشد نه اين كه منظور مردم باشند، طبق اين احتمال معناى عبارت اين است: اميرى كه مؤمن است و نيكوكار، كارهاى خوب مىكند و به عبادت خدا مىپردازد و اميرى كه كافر است از اين امارت بهرهمند مىشود و بهرههاى دنيايى و مادّى مىبرد.
«و يُبَلِّغُ اللّهُ فِيها الاَجَل» (و خداوند در زمان آن حكومت و امارت هر كسى را به اجل مقدّر مىرساند)
يعنى در اين حكومت، هر كس عمر طبيعى خود را مىكند و چون هرج و مرج و قتل و كشتار نيست هر كس عمر مقدر خود را مىنمايد. ابن ميثم احتمال داده: اين جمله هشدار باشد به انسانهاى عاصى و ترساندن آنها كه فكر نكنند زندگى هميشگى دارند و مبادا مال و ثروت و قدرت، آنها را مغرور كند و بدانند كه عاقبت وقت رسيدن اجلِ مقدر خواهند مرد[٢].
و ابن ابى الحديد احتمال مىدهد: از عبارت استفاده شود حكومت فاجر مثل حكومت نيكوكار است، خداوند اَجل آن را مىرساند و مدّت آن منتهى مىشود به اجلِ معيّنِ انسان[٣].
«يُجمَعُ بِهِ الفَىء، و يُقاتَلُ بِهِ العُدوُّ و تَأمَنُ بِهِ السُّبُلُ» (به وسيله آن امير، مالياتها جمعآورى مىگردد و با دشمن جنگيده مىشود و راهها امن مىگردد.)
از ثمرات حكومت جمع آورى مالياتها و ايجاد امنيت راهها و جنگ با دشمنان است.
[١]. شرح ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٣٠٩.
[٢]. شرح ابن ميثم، ص ١٠٣.
[٣]. ابن ابى الحديد، ج ٢، ص ٣٠٩.