شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٥١ - درس چهل و ششم خطب١٧٢٨ سى و ششم
عرب به مدفوع انسان غائط مىگويند براى اين است كه خواستهاند اسم آن را چون قبيح است صريحاً نياورند و به قرينه حال و محل چون در محلّ گود قرار مىگيرد به آن غائط مىگويند و اين استعمال مجازى است.
مىفرمايد: شما را مىترسانم از اين كه در اين رودخانه افتاده باشيد و در پستىها و گودىها بريزيد، (كشته شويد) در حالى كه در پيشگاه خداوند هيچ حجّت و دليل روشنى بر كار خود نداشته باشيد.
«قَد طَوَّحَت بِكُمُ الدّارُ، واحْتَبَلَكُمُ الْمِقدارُ» (روزگار دنيا شما را هلاك كرد و تقدير الهى شما را به دام انداخت).
«طَوَّحَ» از مادّۀ «طوح» به معنى اَسقَط است، «و احْتَبَلَكُم» از مادّۀ حباله به معنى دام و شبكۀ صيادى است. «مِقدار» يعنى تقدير و قضاى الهى. «دار» به معنى خانه است و اينجا كنايه از دنيا است. حضرت هشدار مىدهند كه روزگار شما را هلاك مىكند و مقدّرات الهى شما را به تور مىاندازد.
در اينجا هلاكت و نابودى خوراج به دنيا نسبت داده شده، زيرا عامل هلاكِ آنها و موجب سقوطشان، پيروى از هواهاى نفسانى باطله است كه منشأ آن تحصيل امر دنيا مثل مال و جاه است. و اين گونه امور دنيايى است كه آنها را از حق و رحمت الهى دور مىسازد و با امام عليه السلام درگيرشان مىسازد.
«و قَد كُنتُ نَهَيْتُكُم عَن هذه الحكومةِ فَاَبَيْتُم عَلَىَّ اِباءَ الُمخالِفينَ المُنابَذينَ، حَتَّى صَرَفْتُ رأيى اِلى هَواكُم» من شما را از اين حكميّت باز داشتم اما شما مانند مخالفان سر سخت سخنم را زير پا گذاشتيد تا اين كه رأى من به ميل شما تغيير جهت داد).
حضرت ضمن ترساندن خوارج آنها را نصيحت مىكنند و مىفرمايند شمايى كه امروز از نتيجۀ حكميت ناراحت هستيد و مرا مقصّر مىدانيد، چرا وقتى من شما را از حكميّت نهى كردم بر قبول آن اصرار ورزيديد؟ و از پذيرفتن نظر من امتناع كرديد،