شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤٤٤ - پيمان شكنى و نافرمانى
باز هم حذيمه قبول نكرد و به عشق ازدواج با دختر پادشاه الجزيره حركت كرد و وقتى وارد بر آن دختر شد آن دختر حيله كرد و او را كشت. در اين هنگام قصير گفت:
«لا يُطاع لقصير امرٌ» (دستور قصير اطاعت نمىشود) و از آن به بعد اين ضرب المثل شد براى هر ناصح دلسوزى كه در رأى خود مصيب است و از او نافرمانى مىشود[١].
و حضرت امير عليه السلام به اين ضرب المثل اشاره دارند و منظورشان اين است كه اگر شما مردم رأى خالص على عليه السلام را در ادامۀ جنگ صفّين مىپذيرفتيد و اطاعت مىكرديد به اين حيرت و پشيمانى مبتلا نمىشديد.
پيمان شكنى و نافرمانى
«فَاَبَيْتُم عَلَىَّ اِباءَ الُمخالِفينَ الجُفاةِ و المُنابذينَ العُصاةِ، حَتَّى ارتابَ النّاصِحُ بِنُصحِه، و ضَنَّ الزَّندُ بِقَدْحِهِ» (پس بر من اِبا كرديد، از پيروى من خوددارى كرديد، مانند خوددارى كردن مخالفان جفا كار و پيمان شكنان معصيت كار تا اين كه نصيت كننده در نصيحت خود مردّد گشت و آتش گيرانه از آتش بخل ورزيد).
«جُفاة» جمع جافى به معنى انسان ظالم و خشن مىباشد. «ضَنَّ» يعنى بخل ورزيد و «زَنَدَ» به معنى آتش گيرانه است.
حضرت در مقام شكايت و سرزنش مردم مىفرمايد امر مرا كه خيلفۀ مسلمين بودم در ادامۀ جنگ صفّين و نپذيرفتن حكميّت نپذيرفتيد و مخالفت و امتناع شما با آقايى و كرامت نبود، بلكه با خشونت و ظلم همراه بود.
«اِباءَ المخالفينَ الجفاة» مانند مخالفت كردن مخالفينى كه ظالم و جفا كار هستند و مانند انسانهاى نافرمان دستور مرا دور انداختيد و هيچ گونه ملاطفت و نرمشى از خود نشان نداديد.
[١]. شرح ابن ميثم، ج ٢، ص ٨٦ و منهاج البراعة، ج ٤، ص ٨٧.