شرح و تفسیر چهل خطبه نهج البلاغة - ایزدی، عباس - الصفحة ٤١٨ - معرّفى حق
شد و به بركت بعثت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و از اضطراب و تزلزل خارج شدند و جنگ و نزاع و ناامنى و غارت از ميانشان رفت و آرامش و نظم حاكم گرديد.
مبارزه با جاهليت و شجاعت على عليه السلام
«اَما واللّه اِن كُنتُ لَفىِ ساقَتِها حَتَّى وَلَّت بِحَذافيرِها، ما ضَعُفْتُ و لا جَبُنتُ» (آگاه باشيد به خدا سوگند به راستى كه من پشت سَرِ لشكر جاهليت بودم، تا اينكه با تمام جوانبش پشت كرد، هرگز نه ناتوان شدم و نه ترسيدم).
«ساقَة» در اصل جمع سائق است مثل حاضة كه جمع حائض مىباشد و ساقةَ استعمال شده در مورد عقب و آخر چيزى چون سائق در آخر لشكر و قافله حركت مىكند. و آن را حركت مىدهد و «حذافر» جمع «حُذفور» و «حِذفار» به معناى جانب و طرف مىباشد.
مىفرمايد من جاهليت عرب را طرد كردم و پيوسته در تعقيب آنها بودم و آنها از پيش رويم فرار مىكردند، بطورى كه كسى از آنها باقى نماند و من در اين راه نه ناتوان شدم و نه ترسيدم و در مبارزه با خرافاتِ جاهليت و كفر آنان هيچ ضعفى به خود راه ندادم.
معرّفى حق
«و اِنَّ مَسِيرى هذالْمِثْلِها فَلَاَبْقِرَنَّ الباطِلَ حتى يَخرُجَ الحَقُّ مِن جَنبِه» (و به درستى كه هدف و مسير من در اين جنگ (جمل) مانند همان جنگهاى صدر اسلام است. - هر دو يك هدف دارد - به تحقيق من باطل را مىشكافم تا حق از پهلويش در بيايد).
حضرت باطل را تشبيه فرمودهاند به حيوانى كه درّ گرانبهايى را كه ارزشمندتر از حيوان است، بلعيده است، پس براى خارج كردن آن درّ گرانبها نياز به شكافتن شكم